چکیده مقاله
امروزه پیچیدگی مسائل فراروی جوامع بشری از یکسو و ماهیت تخصصی و جزیره ای نظام های آموزشی موجود از سوی دیگر، ضرورت بازنگری در رویکردهای سنتی آموزش را آشکار ساخته است. آموزش میان رشته ای به عنوان یک پارادایم نوین، با هدف پرورش توانایی فراگیران در درک و حل مسائل چندبعدی و واقعی، جایگزینی برای آموزش های تک رشته ای محسوب می شود. این رویکرد با شکستن مرزهای دانشی و ایجاد پیوند میان حوزه های گوناگون علمی، زمینه را برای شکل گیری نگاهی جامع و سیستمی به پدیده ها فراهم می آورد. ظرفیت های این نوع آموزش در تقویت مهارت هایی همچون تفکر انتقادی، خلاقیت، همکاری و تطبیق پذیری، نقشی کلیدی در آماده سازی نیروی انسانی کارآمد برای مواجهه با چالش های آینده ایفا می کند. بررسی مبانی نظری و یافته های پژوهشی نشان می دهد که طراحی محیط های یادگیری مبتنی بر مسائل واقعی و مشارکتی، می تواند به طور معناداری بر کیفیت فرایند حل مسئله بیفزاید. با این وجود، تحقق کامل این ظرفیت ها مستلزم بازنگری اساسی در برنامه های درسی، روش های تدریس و ساختار موسسات آموزشی است. این مقاله به دنبال تبیین ابعاد مختلف این ظرفیت ها و ارائه چارچوبی برای بهره گیری موثر از آنها در نظام نظام آموزشی است. در نهایت، نتیجه گیری می شود که آموزش میان رشته ای نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای آینده پژوهی آموزشی به شمار می رود.
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مهدی آبادی، سرور و دلشاد، فهیمه و سالاری، مریم و بداغی مکنون، نرگس،1404،بررسی ظرفیت های آموزش میان رشته ای در پرورش توانایی حل مسائل پیچیده و واقعی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه