چکیده مقاله
این مقاله با هدف واکاوی ریشه های ناکارآمدی نظام تربیت معلم در ایران در پرورش معلمان پژوهش محور نگاشته شده است پدیده ی هشداردهنده ی «تدریس ۳۰ ساله بر اساس یک جزوه» و مقاومت سازمانی در برابر تغییر، نشانه ی شکستی عمیق در لایه های ساختاری، فرهنگی و کنترلی این نظام است سوال اصلی آن است که چه سازوکارهایی در نهاد تربیت معلم، «پژوهش گری» را به حاشیه رانده و «جزوه محوری» را نهادینه می سازند؟ روش پژوهش، کیفی از نوع تحلیل اسنادی و مطالعه موردی بوده و داده ها با بهره گیری از نظریه های بوردیو، سنگه و نولز تفسیر شده اند یافته ها نشان می دهد که برنامه درسی حافظه محور، نظام ارزیابی کمی، ساختارهای نظارتی تنبیه گر و منافع تثبیت شده ی بوروکراتیک، به عنوان مهم ترین موانع، کنجکاوی حرفه ای را خاموش و مقاومت در برابر نوآوری را بازتولید می کنند پیامد آن، زوال هویت معلمی، سطحی گرایی در یادگیری و افزایش شکاف میان نظریه و عمل است مقاله با پیشنهاد گذار از سازمان آموزشی بسته به «اکوسیستم یادگیری باز» و اصلاح نظام ارزشیابی و کارورزی تاملی، به پایان می رسد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�یگی، رضا و خزاعی، هما و سابکی ژند، وحید و پسکوهی، حامد،1404،تحلیل و بررسی شکست نظام تربیت معلم در پرورش مربی «پژوهش محور»؛ تدریس ۳۰ ساله بر اساس یک جزوه و مقاومت نهادی در برابر نوآوری آموزشی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در علوم تربیتی، روانشناسی و آموزش و پرورش15 بهمن 1404 · ارومیه