چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر رویکردهای تربیتی نوین معلمان بر یادگیری مبتنی بر مغز در مدارس ابتدایی شهر نقده انجام شد یادگیری مبتنی بر مغز، به عنوان یکی از رویکردهای نوین در آموزش، بر سازگاری فرایندهای آموزشی با نحوه عملکرد طبیعی مغز تاکید دارد و تلاش می کند محیط های یادگیری را به گونه ای طراحی کند که حافظه، انگیزش و تفکر فعال دانش آموزان تقویت شود پرسش اصلی پژوهش این است که تا چه اندازه رویکردهای تربیتی نوین مانند ایجاد انگیزه، مدیریت موثر کلاس، انتخاب روش های تدریس فعال، در نظر گرفتن تفاوت های فردی و تعامل عاطفی مثبت می توانند بر ارتقای یادگیری مبتنی بر مغز دانش آموزان موثر باشند این پژوهش به شیوه توصیفی–پیمایشی انجام گرفت جامعه آماری شامل تمامی معلمان مقطع ابتدایی شهر نقده در سال تحصیلی جاری بود که به صورت تصادفی طبقه ای نمونه گیری شد ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن توسط متخصصان تایید و پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد تحلیل داده ها با بهره گیری از آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت نتایج نشان داد که تمامی ابعاد عملکرد تربیتی معلمان بر یادگیری مبتنی بر مغز تاثیر مثبت و معنادار دارند، به ویژه مولفه های ایجاد انگیزه و تعامل عاطفی بیشترین نقش را ایفا کرده اند یافته ها بیانگر آن است که انطباق شیوه های تربیتی با اصول علوم شناختی و نیازهای ذهنی فراگیران می تواند به طور چشمگیری کیفیت آموزش و مشارکت فعال دانش آموزان را افزایش دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نوری آلاگوز، شهلا و ایوبی چیانه، سعیده و آشنا، هانیه،1404،تاثیر رویکردهای تربیتی نوین بر یادگیری مبتنی بر مغز از دیدگاه معلمان،بیست و یکمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی،شیروان
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و یکمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی28 بهمن 1404 · شیروان