چکیده مقاله
قواعد فقهی به عنوان یکی از مهم ترین منابع استنباط احکام در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران نقشی بسزا و بنیادین ایفا می کنند در میان این قواعد، «لاضرر» و «نفی حرج» از جایگاه ویژه و فراگیری برخوردارند که بر بسیاری از ابعاد حقوقی و قضایی سایه افکنده اند این پژوهش با رویکردی توصیفی/ تحلیلی به بررسی جایگاه این دو قاعده در فرآیند استنباط احکام حقوقی و تبیین کاربرد آن ها در قوانین موضوعه ایران می پردازد نتایج حاصل از بررسی ها نشان می دهد که قاعده لاضرر به عنوان یک اصل حاکمیتی، مانع از اعمال حکومت و قانون گذاری هایی می شود که موجب ضرر به افراد شود همچنین قاعده نفی حرج با رفع سختی ها و عسرهای غیرمتعارف، زمینه انعطاف پذیری لازم را در اجرای احکام شرعی و قانونی فراهم می آورد در اسناد بالادستی نظیر قانون اساسی، اثرات این قواعد به وضوح قابل مشاهده است و مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه را مکلف به رعایت آن ها می داند بررسی رویه قضایی نیز بیانگر آن است که قضات در بسیاری از آراء خود، به ویژه در دعاوی مدنی و کیفری، مستقیما به این قواعد استناد می کنند این مقاله نتیجه می گیرد که تعامل پویا میان فقه و حقوق در پرتو این قواعد، تضمین کننده عدالت و مصلحت اجتماعی در نظام حقوقی ایران است کاربرد گسترده این قواعد در قوانین مدنی، تجارت و مجازات اسلامی نشان دهنده نفوذ عمیق آن ها در ساختار حقوقی کشور است در نهایت، شناخت دقیق ابعاد این قواعد می تواند در رفع ابهامات موجود در رویه قانون گذاری و قضایی موثر واقع شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ریفیان جدی، سولماز،1404،جایگاه قواعد فقهی «لاضرر» و «نفی حرج» در استنباط احکام حقوقی و کاربرد آن در قوانین موضوعه جمهوری اسلامی ایران،بیست و یکمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی،شیروان
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و یکمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی28 بهمن 1404 · شیروان