چکیده مقاله
در سال های اخیر، نگرش های اجتماعی نسبت به کارکرد آموزش دستخوش تغییرات معناداری شده است؛ به گونه ای که آموزش بیش از پیش به عنوان ابزاری برای دستیابی به منفعت اقتصادی فوری تلقی می شود و نقش آن در پرورش توانمندی های شناختی و تحلیلی کمتر مورد توجه قرار می گیرد Schultz, ۱۹۶۱; Becker, ۱۹۹۳؛ بوردیو، ۱۳۸۰؛ نوسبام، ۲۰۱۰ این مقاله با رویکردی تحلیلی می کوشد به بررسی این گسست ادراکی پرداخته و ریشه های فرهنگی، اجتماعی و آموزشی آن را واکاوی کند با تمرکز بر بازنمایی های رایج آموزش در فرهنگ عمومی، نظام آموزشی رسمی و گفتمان های غالب پیرامون «کاربردپذیری فوری»، نشان داده می شود که تقلیل آموزش به مهارت های کوتاه مدت، پیامدهایی فراتر از حوزه اشتغال داشته و می تواند به تضعیف تفکر تحلیلی، رشد توهم دانایی و کاهش اعتماد به دانش تخصصی منجر شود Carr, ۲۰۱۰; Dunning, ۲۰۱۱؛ سریع القلم، ۱۳۹۰ مقاله استدلال می کند که کارکرد بنیادین آموزش، نه تربیت صرف نیروی اجرایی، بلکه پرورش ذهن هایی مسئله محور و قادر به مواجهه خلاقانه با مسائل پیچیده فردی و اجتماعی است Dewey, ۱۹۱۶; Freire, ۱۹۷۰؛ دیویی، ۱۳۹۱ در نهایت، بر ضرورت بازاندیشی در نگرش های مسلط نسبت به آموزش به عنوان پیش شرطی برای توسعه پایدار اجتماعی تاکید می شود Tilak, ۲۰۰۲؛ نادری و سیف نراقی، ۱۳۸۹
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
قاغایی، امیرحسام،1404،تحلیل نگرش های اجتماعی نسبت به کارکرد آموزش در جامعه معاصر با تاکید بر تقابل آموزش عمیق و منطق کاربرد فوری،بیست و یکمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی،شیروان
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و یکمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی28 بهمن 1404 · شیروان