چکیده مقاله
دوران مدرنیته و جامعه سرمایه داری همچنان که به جلو پیش می رود چالش های اساسی را برای افراد جامعه به وجود می آورد چالش هایی که ممکن است فرد را از جامعه دور کند و در نهایت نوعی انزوا و تنهایی را برای فرد پدید آورد از جمله چالش های اساسی مدرنیته ، بیگانگی اجتماعی است و آن مرحله ای است که فرد خود را در برابر ساختارهای سخت جامعه می بیند و این احساس به او دست می دهد که توانایی رفتار در درون این ساختارها را ندارد و قادر به تغییر آنها نیست فرد در این مرحله است که از جامعه مایوس می شود و قدم به قدم به انتهای فرایند بیگانگی اجتماعی نزدیک می شود جامعه عادلانه جامعه ای است که در آن هر فرد بتواند به امکانات برابر برای رشد و پیشرفت دسترسی داشته باشد در نبود عدالت اجتماعی، توزیع منابع و فرصت ها ناعادلانه می شود افراد طبقات پایین تر احساس می کنند نظام اجتماعی به نفع گروه های خاص تنظیم شده است در نتیجه منجر به کاهش اعتماد اجتماعی، احساس محرومیت نسبی و در نهایت، بیگانگی از ساختار اجتماعی می شود همچنین وقتی افراد احساس می کنند تلاششان به نتیجه نمی رسد یا پیشرفت بر اساس رابطه و نه شایستگی است، دچار ناامیدی، بی معنایی و نوعی انزوا از جامعه می شوند بی عدالتی اجتماعی باعث شکاف در نظام ارزشی جامعه می شود ارزش های مشترک تضعیف می شوند و مردم نسبت به نهادها بدبین می شوند و هویت جمعی شان را از دست می دهند نبود عدالت اجتماعی و رشد احساس بیگانگی اجتماعی می تواند پیامدهایی چون افزایش جرم و بزهکاری، بی اعتمادی به نهادهای رسمی، کاهش مشارکت اجتماعی و سیاسی و مهاجرت ذهنی یا فیزیکی از جامعه را در پی داشته باشد در مجموع می توان گفت هر چه سطح عدالت اجتماعی در جامعه پایین تر باشد، احساس بیگانگی اجتماعی در میان افراد بیشتر می شود بی عدالتی ساختاری، احساس محرومیت نسبی را تقویت کرده و موجب جدایی روانی و ارزشی افراد از جامعه می گردد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
ورامینی، احسان و سلطانی پور، سمانه،1404،بررسی تاثیر نبود عدالت اجتماعی بر احساس بیگانگی اجتماعی،هشتمین کنفرانس بین المللی سلامت، علوم تربیتی و روانشناس�
ارائهشده در
مجموعه مقالات هشتمین کنفرانس بین المللی سلامت، علوم تربیتی و روانشناسی30 آبان 1404