چکیده مقاله
در حوزه روان شناسی بالینی، تشخیص دقیق و انتخاب مداخله مناسب از مهم ترین ارکان فرایند درمان به شمار می آیند، زیرا هرگونه خطا در این مراحل می تواند پیامدهایی چون تاخیر در درمان، انتخاب رویکرد نامتناسب، افزایش رنج مراجع و کاهش اعتماد به خدمات روان شناختی را در پی داشته باشد از این رو، توجه به فرایندهای ذهنی و حرفه ای که روان شناس در مسیر جمع آوری اطلاعات، تفسیر نشانه ها، تشخیص مسئله و انتخاب درمان به کار می گیرد، از اهمیت فراوانی برخوردار است استدلال بالینی و قضاوت بالینی دو مفهوم اساسی در این زمینه هستند که کیفیت عملکرد درمانگر را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار می دهند و می توانند زمینه کاهش خطاهای تشخیصی و ارتقای تصمیم گیری درمانی را فراهم سازند این مطالعه با روش کیفی و با رویکرد کتابخانه ای انجام شده است داده های مورد نیاز از طریق بررسی و تحلیل منابع علمی معتبر شامل کتاب ها، مقالات علمی پژوهشی، پایان نامه ها و سایت ها و پایگاه های علمی معتبر گردآوری شده است ضعف در استدلال بالینی و قضاوت بالینی می تواند زمینه ساز بروز خطاهایی چون لنگراندازی، تعمیم شتاب زده، نادیده گرفتن تشخیص های جایگزین، تاییدطلبی و بسته شدن زودرس تشخیصی شود در مقابل، روان شناسانی که از مهارت بالاتری در تحلیل داده ها، بازنگری در فرضیه ها، استفاده از ابزارهای استاندارد و آگاهی نسبت به سوگیری های شناختی برخوردارند، با احتمال بیشتری به تشخیص دقیق تر و تصمیم گیری درمانی موثرتر دست می یابند همچنین نتایج نشان می دهد که تجربه حرفه ای به تنهایی برای کاهش خطا کافی نیست، بلکه این تجربه باید با دانش نظری، تفکر نقادانه، خودآگاهی حرفه ای و استفاده از شواهد علمی همراه باشد تا به ارتقای کیفیت عملکرد بالینی بینجامد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
پارسای ارخودی، محمد،1405،بررسی نقش Clinical Reasoning و Clinical Judgment در کاهش خطاهای تشخیصی و بهبود تصمیم گیری درمانی روان شناسان بالینی،یازدهمین کنفرانس بین المللی و چهاردهمین همایش ملی مدیریت، روان شناسی و علوم رفتاری،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی و چهاردهمین همایش ملی مدیریت، روان شناسی و علوم رفتاری31 تیر 1405 · تهران