چکیده مقاله
فرسودگی شغلی یک سندروم روان شناختی استرس زا و فشار روانی بین فردی است که افراد در محل کار تجربه می کنند که این وضعیت مزمن ناشی از استرسی طولانی مدت بین فردی شناخته شده است در محیط های سازمانی علل و عوامل مختلفی را می توان برای ایجاد فرسودگی شغلی در نظر گرفت، از جمله یکی از دلایل، از سوی مدیران و رهبران است که عدم مدیریت صحیح از طرف ایشان می تواند نوعی بدبینی سازمانی را ایجاد می کند در این زمینه، یکی از مسائلی که در ارتباط با بدبینی سازمانی مطرح می شود، واکنش کارکنان نسبت به بدبینی و در نهایت پیامد حاصل از آن است در این راستا یکی از واکنش های مرتبط با بدبینی سازمانی، سکوت کارکنان نسبت به مسائل پرامونشان در سازمان هاست بدبینی حاصل از ناامیدی، درماندگی و خشم می تواند افراد در سازمان را از طریق سکوت سازمانی به واکنش وادار کند و پیامد چنین سکوتی بر روی کارایی سازمان اثرگذار باشد پژوهش حاضر، با هدف بررسی تاثیر بدبینی سازمانی بر فرسودگی شغلی با نقش میانجی سکوت سازمانی انجام شد بررسی های پژوهش نشان داد بدبینی سازمانی می تواند بر فرسودگی شغلی تاثیر مثبت و معناداری داشته و سکوت سازمانی در رابطه بین بدبینی سازمانی و فرسودگی شغلی نقش میانجی معناداری داشته باشد در نتیجه نگرش کارکنان نسبت به محل کار خود می تواند به صورت منفی توام با احساسات ناخوشایند، درماندگی و خشم همراه شود که به صورت جدی عملکرد این افراد را تحت تاثیر قرار می دهد، در این راستا پیشنهاد می شود مدیریت سازمانی در کنار پر رنگ شدن حضور و نقش کارکنان در جریان فرایندهای تصمیم گیری و شفافیت سازمانی، بتواند فرسودگی در سازمان را کاهش دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
گنجی پور، سید رضا و عسکری، فریده،1404،بررسی تاثیر بدبینی سازمانی بر فرسودگی شغلی کارکنان با نقش واسطه ای سکوت سازمانی،نهمین کنفرانس بین المللی مدیریت و صنعت،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات نهمین کنفرانس بین المللی مدیریت و صنعت31 خرداد 1404 · تهران