چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی الگوهای استقراری و معماری دوره ساسانی در سه منطقه فارس، کرمان و سیستان، و تبیین سازمان فضایی این مناطق در چارچوب نظریه مرکز پیرامون انجام شده است این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش بنیادین است که آیا الگوهای توزیع فضایی استقرارها، ساختارهای معماری و فرهنگ مادی دوره ساسانی در مناطق یادشده با مدل نظری مرکز پیرامون انطباق دارند و مکانیسم های کنترل امپراتوری در هر منطقه چه ماهیتی داشته اند روش شناسی پژوهش مبتنی بر تحلیل داده های پیمایشی موجود، بررسی شواهد معماری و فرهنگ مادی، و به کارگیری تحلیل های کمی شامل مدل رتبه اندازه، شاخص یکپارچگی سلسله مراتبی و ضرایب همبستگی فضایی است داده های مورد استفاده از منابع پیمایشی و حفاری های مستند در سه منطقه گردآوری و با روش های آماری مقایسه ای تحلیل شده اند یافته های پژوهش نشان می دهند که الگوهای استقراری سه منطقه به طور معناداری با منطق نظری مرکز پیرامون انطباق دارند فارس با بالاترین تراکم استقراری ۱۲۴ استقرار ، شاخص یکپارچگی سلسله مراتبی H = ۰/۷۶ و ضریب برازش مدل رتبه اندازه R۲ = ۰/۸۹ نمونه ای کلاسیک از مرکز امپراتوری است که در آن تمرکز استثنایی تاسیسات مذهبی ۹ آتشکده بزرگ با میانگین شاخص پیچیدگی ۸/۴ و اداری ۱۴ کاخ اداری حضوری انکارناپذیر دارد کرمان با ۴۲ استقرار، شاخص یکپارچگی متوسط H = ۰/۵ و درصد انطباق معماری۳/۶۱ درصدی با الگوهای فارسی، در جایگاه پیرامون نیمه وابسته قرار می گیرد؛ منطقه ای که در آن استراتژی ادغام انتخابی از سوی امپراتوری اتخاذ شده و خودگردانی محلی در حوزه های غیرراهبردی تا حدودی محفوظ مانده است سیستان با ۲۷ استقرار، پایین ترین شاخص یکپارچگی H = ۰/۲۹ و تسلط استقرارهای سطح چهارم ۶/۷۵٪ ، پیرامون دوری است که در آن کنترل امپراتوری عمدتا از طریق مدیریت منابع آبی ۲۱ تاسیسه آبی و نه از مجرای نهادهای ایدئولوژیک اداری اعمال می شده است پژوهش بر اساس مجموع شواهد، مدل نظری «هژمونی تفاوت مند» را برای تبیین روابط مرکز پیرامون در امپراتوری ساسانی پیشنهاد می کند بر اساس این مدل، امپراتوری ساسانی از ترکیب متفاوتی از چهار مکانیسم کنترل ایدئولوژیک مذهبی، اداری سیاسی، اقتصادی تجاری و نظامی امنیتی در هر منطقه بهره می برده و پیرامون را نه موجودیتی منفعل، بلکه کنشگری فعال در فرایند مذاکره و بازتعریف مستمر روابط قدرت می دانسته است این یافته ها با تاکید بر انعطاف پذیری راهبردی امپراتوری ساسانی، تصویری پیچیده تر و واقع بینانه تر از شیوه اداره قلمروهای پیرامونی در جهان ایران باستان ارائه می دهند و از تعمیم مستقیم مدل های یکنواخت نظام جهانی به بافت های تاریخی خاص هشدار می دهند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�لایی میلان، ناصر،1404،تحلیل تطبیقی استقرارهای ساسانی کرمان با فارس و سیستان در چهارچوب نظریه مرکز_ پیرامون،پانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات پانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی25 اسفند 1404 · تهران