چکیده مقاله
این پژوهش با رویکردی تطبیقی به بررسی مفهوم «وطن» و «تبعید» در شعر محمود درویش و نادر نادرپور می پردازد و می کوشد نشان دهد که این دو مفهوم در شعر مدرن، از معنای صرفا جغرافیایی، سیاسی و مکانی فراتر رفته و به ساختارهایی زبانی، عاطفی، هویتی و زیبایی شناختی تبدیل شده اند مسئله اصلی پژوهش آن است که وطن در شعر این دو شاعر، نه مکانی ثابت و بیرونی، بلکه پدیده ای سیال، نمادین و بازآفریده شده در زبان، حافظه و تخیل است از سوی دیگر، تبعید نیز تنها به معنای دوری از سرزمین نیست، بلکه وضعیتی وجودی و معرفتی است که نسبت سوژه را با تاریخ، خویشتن، خاطره و هویت دگرگون می سازد در شعر محمود درویش، تبعید بیش از هر چیز با تجربه ای تاریخی، سیاسی و جمعی پیوند دارد اشغال، کوچ اجباری، حذف هویتی و مبارزه برای حفظ حافظه فلسطینی، زمینه هایی هستند که در آن ها مفهوم وطن در شعر او شکل می گیرد درویش وطن را از سطح جغرافیا به قلمرو زبان منتقل می کند و از این رهگذر، شعر را به فضایی برای مقاومت، حفظ حافظه جمعی و بازسازی هویت فلسطینی تبدیل می سازد در مقابل، نادر نادرپور تبعید را بیشتر در سطحی فرهنگی، عاطفی و هستی شناختی تجربه می کند وطن در شعر او نه پروژه ای مستقیم برای مقاومت سیاسی، بلکه افقی ازدست رفته برای دستیابی به آرامش، توازن، زیبایی و انسجام درونی است یافته های پژوهش نشان می دهد که اگر درویش نماینده نوعی «شعر تبعید فعال» است که در آن زبان به ابزار مقاومت و بازتولید هویت جمعی بدل می شود، نادرپور را می توان نماینده «شعر تبعید تاملی» دانست؛ شعری که در آن تبعید به تجربه ای درونی، زیبایی شناختی و همراه با حس ناتمامی و فقدان تبدیل می شود بر این اساس، هر دو شاعر با وجود تفاوت در زمینه های تاریخی و فرهنگی، وطن را در قلمرو زبان و حافظه بازمی آفرینند و شعر را به امکانی برای زیستن در غیاب، بازاندیشی هویت و بازتعریف نسبت انسان با تعلق تبدیل می کنند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ریفی نسب، سیده آساره،1404،جدال وطن و تبعید در شعر محمود درویش و نادر نادرپور، مطالعه ای تطبیقی در پرتو شعر غربت و ساخت هویت،پانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات پانزدهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی25 اسفند 1404 · تهران