چکیده مقاله
چکیده: شعر کوتاه ایران با عناوین برجسته ای چون هایکو، طرح، شعر مینیمال در تاریخ شعر فارسی شناخته شده است اما در طی ۲۰ سال گذشته با ارائه ی مانیفست هایی منسجم و با تکیه بر اصول خاص ادبی و زبانشناسی جریان هایی چون واژانه، پدیدار، مینیمال تغزلی، کاریمینیاتور، شعر دال، باژک، زبانه، زبانک، پاریدولیا و توسط آرش آذرپیک برای نخستین بار در کتاب «جنبش ادبی ۱۴۰۰» مانیفست آنها ارائه شد شعر کوتاه در ایران تحت تاثیر هایگوی ژاپنی روند جدی به خود گرفت هر چند پیش از آن کوتاهسرایی در ادبیات ایران به گاهان، گاتها و نوخسروانیها میرسد و بیش از این برای کوته نویسی در ادبیات ایران نمی توان پیشینه ای ذکر کرد این نوشتار درصدد است با گذر بر مانیفست چند ژانر کوتاه نویسی در دو دههی اخیر و بیان شباهت و تفاوت آنها، اشعار معصومه مرادی را که با بسامد تعمدی و بر مبنای این مانیفست ها سروده شده اند مورد تحلیل و بررسی قرار دهد از این رو می توان گفت معصومه مرادی با تکمرکزیت گرایی، یکنفس یک نشست، تصاویر ذهنی که با بهره گیری از جهان بیرون نمود عینی یافته اند و تحول در ساختار کاریکلماتور جنس نوشتار خود را از لحاظ زبان، فرم و ساختار از دیگر کوته سرایان معاصر متمایز نماید
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ذرپیک، آرش و مسیح، نیلوفر،1404،از کاریکلماتور تا کاریمینیاتور و مینیمال تغزلی در شعر دههی هفتاد (با توجه به آثار معصومه مرادی)،بیست و یکمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و یکمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ20 فروردین 1404