چکیده مقاله
پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی تاریخی و در چارچوب نظری دیالکتیک دولت و جامعه به بررسی فرآیند توسعه سیاسی و دولت سازی در ایران طی سالهای ۱۲۸۵ تا ۱۳۲۰ هجری شمسی می پردازد انقلاب مشروطه به عنوان نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران زمینه ایجاد نهادهایی چون مجلس شورای ملی و قانون اساسی را فراهم ساخت که با هدف تحدید قدرت مطلقه و استقرار قانون گرایی شکل گرفتند با این حال ضعف ظرفیت اجرایی فشارهای داخلی و خارجی و تضادهای اجتماعی موجب شد که این دستاوردها شکننده باقی بمانند در ادامه با قدرت گیری رضاخان و تاسیس حکومت پهلوی اول، تمرکز بر دولت سازی و نوسازی نهادی موجب تقویت کارآمدی اجرایی و انسجام ساختاری گردید؛ اما در فقدان مشارکت سیاسی واقعی مشروعیت سیاسی و اجتماعی آن محدود ماند یافته های پژوهش نشان می دهند که توسعه سیاسی در این دوره نه خطی و یک سویه بلکه فرآیندی دیالکتیکی و متناقض بوده است که پیشرفت های نهادی و بازتولید استبداد همزمان رخ داده اند این بررسی نشان می دهد که توسعه سیاسی پایدار در ایران تنها در پرتو تعامل متوازن میان دولت و جامعه، تقویت نهادهای مدنی و پذیرش اصلاحات اجتماعی سیاسی می تواند تحقق یابد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
متین، عظیم و کواکبیان، مصطفی،1404،دیالکتیک توسعه سیاسی و دولت سازی در ایران (۱۲۸۵-۱۳۲۰ ه.ش)،چهارمین کنگره بین المللی دانشجویان حقوق، علوم سیاسی و علوم اجتماعی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهارمین کنگره بین المللی دانشجویان حقوق، علوم سیاسی و علوم اجتماعی29 آبان 1404 · تهران