چکیده مقاله
پژوهش های پیشین رابطه بین تروماهای عاطفی دوران کودکی همچون آزار هیجانی و غفلت عاطفی و سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی را تایید کرده اند، اما سازوکارهای واسطه ای تبیین کننده این رابطه کمتر مورد واکاوی نظام مند قرار گرفته اند هدف این مطالعه، مرور تحلیلی شواهد موجود برای تعیین نقش میانجی «شرم درونی شده» به عنوان پل ارتباطی بین تروماهای عاطفی اولیه و شکل گیری سبک دلبستگی اجتنابی و در نهایت، ارائه یک مدل مفهومی تلفیقی است جست وجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی معتبر فارسی و انگلیسی برای بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ انجام شد پس از غربالگری ۳۴۷ مقاله بر اساس معیارهای ورود مطالعات کمی که حداقل دو مورد از سه سازه تروماهای عاطفی، شرم درونی شده و سبک دلبستگی را بررسی کرده باشند ، ۱۷ مطالعه وارد سنتز نهایی شدند برای تحلیل داده ها از روش سنتز تماتیک استفاده شد یافته ها نشان می دهند که شرم درونی شده از طریق سه مسیر شناختی هیجانی شامل «احساس بی ارزشی بنیادین»، «خودانتقادی مزمن» و «گسست هیجانی»، رابطه بین تروماهای عاطفی و دلبستگی اجتنابی را میانجی گری می کند مدل مفهومی تلفیقی پیشنهادی، دلبستگی اجتنابی را نه تنها به عنوان یک دفاع در برابر درد هیجانی تروما، بلکه بازتابی از شرم مزمن و درونی سازی شده ای مفهوم پردازی می کند که فرد برای محافظت از «خود آسیب دیده» در روابط بین فردی حفظ می کند براین اساس، توجه به متغیرهای تعدیلگر مانند خودشفقت مندی و راهبردهای تنظیم هیجان در پژوهش های آینده ضروری به نظر می رسد :
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
محمودی، فاطمه،1405،نقش میانجی شرم درونی شده در رابطه بین تروماهای عاطفی دوران کودکی و سبک دلبستگی اجتنابی: یک مرور نظام مند و ارائه مدل مفهومی تلفیقی،یازدهمین کنفرانس بین المللی و چهاردهمین همایش ملی مدیریت، روان شناسی و علوم رفتاری،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی و چهاردهمین همایش ملی مدیریت، روان شناسی و علوم رفتاری31 تیر 1405 · تهران