چکیده مقاله
وندالیسم را می توان بمثابه یک آسیب یا درد اجتماعی تلقی کرد کلارک ، هوبر، ویلکینسن و گلداستون وندالیسم را چون سایر انحرافات اجتماعی ناشی از ناسازگاریهای حاکم بر روابط فرد و جامعه، تضعیف و فروپاشی آتوریته اخلاقی در تنظیم روابط بین افراد، تزلزل نهادهای جامعه در انتقال ارزش های اجتماعی، سلطه شرایط آنومیک بر جامعه و واکنش و عکس العمل خصمانه و خشن برخی افراد به تحمیلات و شرایط نامطبوع، نامطلوب و غیرعادلانه بیرونی می دانند میلز وندالیسم و سایر اشکال کجرفتاری را معلول دگرگونی ساختی در جامعه می داند بزعم او کشاکش میان اخلاق، رسوم، ارزش ها و منافع گروه های اجتماعی زمینه را برای پیدایی انواع صور بزهکاری، کج رفتاری و یا آسیب اجتماعی فراهم می سازد زمانی که یک نظام اخلاقی مورد تغییر و یا تهدید قرار گیرد، افرادی که نظام اخلاقی موجود حافظ منافع آنهاست در ممانعت از تضعیف و یا تغییر آن کوشا می شوند در مقابل گروه دیگری خواستار دگرگونی و فروپاشی آن می گردند درنتیجه بین دو گروه اجتماعی متعارض و متضاد برخورد و ستیزه درمی گیرد و زمینه مساعدی برای پیدایش آسیب های اجتماعی خاصی فراهم می شود هدف از این پژوهش که از نوع کتابخانه ای می باشد بررسی مفهوم وندالیسم در روانشناسی می باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
یوسفی، ریحانه و فرقانی طرقی، علی و غلامپور، سمیه و مشتاقی وطن پرست، مریم،1402،بررسی مفهوم واندالیسم در روانشناسی و ارائه راهکارهایی برای کاهش آن،هشتمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات هشتمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی30 بهمن 1402 · تهران