چکیده مقاله
این مقاله به بحران وجودی مرتبط با معنای زندگی می پردازد، که در آثار ادبی دو نویسنده برجسته، میشل اوئلبک و رضا قاسمی، بطور مشخص دیده می شود این دو با وجود تفاوت های فرهنگی و جغرافیایی، بحران های فلسفی، روان شناختی و اجتماعی فرهنگی انسان معاصر را در چارچوب های غربی و شرقی در آثارشان به تصویر کشیده اند اوئلبک دغدغه هویت و هستی شناسانه را در جوامع سکولار و مصرف گرای غربی بررسی می کند و نشان می دهد که چگونه عواملی همچون انزوا، فردگرایی و فروپاشی ارزش های سنتی، انسان معاصر را دچار احساس بی معنایی و بیگانگی می کند قاسمی نیزبر بحران هویت و انزوای فردی تمرکز دارد که در بستر تحولات فرهنگی و اجتماعی ایران، از جمله انقلاب، جنگ و مهاجرت، به وجود آمده است این پژوهش از طریق تحلیل تطبیقی، به بررسی شباهت ها و تفاوت های موجود در تفسیرهای این دو نویسنده از مفاهیمی مانند پوچ گرایی، انزوا و بیگانگی اجتماعی می پردازد نتایج مقاله نشان می دهد که بحران معنای زندگی، با وجود تفاوت های تاریخی و فرهنگی، یک مسئله جهانی است که در جوامع غربی و شرقی به شکل های متنوعی بروزپیدا می کند این مطالعه علاوه بر ایجاد درکی عمیق تر از بحران های معنوی انسان معاصر، راه را برای گسترش پژوهش های تطبیقی در ادبیات مدرن و گفتمان فلسفی هموار می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هماسبی، شیما و غفوری، علیرضا،1404،زوال معنا: بازنمایی نهیلیسم در آثار میشل اوئلبک و رضا قاسمی،بیست و دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ24 مرداد 1404 · تهران