چکیده مقاله
پریشانی روانشناختی در بیماریهای مزمن صرفا بازتاب مستقیم شدت علائم جسمانی نیست و در بسیاری از بیماران، حتی در شرایط کنترل نسبی بیماری، به شکل پایدار ادامه مییابد هدف این مرور روایی، بررسی فرآیندهای شناختی، هیجانی و رفتاری خودحفظکنندهای است که میتوانند میان تجربه بیماری مزمن و تداوم پریشانی قرار گیرند منابع منتشرشده در پایگاههای PubMed، Scopus، Web of Science، PsycINFO و Google Scholar با تمرکز بر تنظیم هیجان، اجتناب تجربهای، نگرانی و نشخوار فکری، بازنماییهای بیماری، خودکارآمدی، عزتنفس، پذیرش و ذهنآگاهی بررسی شدند شواهد مرورشده نشان میدهد که بازنمایی تهدیدآمیز از بیماری، عدم قطعیت درباره آینده، دشواری تنظیم هیجان، اجتناب تجربهای، پردازش شناختی تکرارشونده و کاهش احساس کنترل میتوانند در چرخهای بازخوردی یکدیگر را تقویت کنند شواهد مربوط به بیماری مزمن کلیه، دیابت نوع ۱، سرطان، بیماریهای قلبیعروقی، درد مزمن و چندبیماری نیز نشان میدهد که این فرآیندها با افسردگی، اضطراب، افت کیفیت زندگی، دشواری خودمراقبتی و پیامدهای نامطلوبتر همراهاند در مقابل، پذیرش، ذهنآگاهی، تنظیم هیجان سازگارانه و خودکارآمدی میتوانند نقاط بالقوه برای شکستن چرخه باشند نتیجهگیری میشود که مفهومسازی پریشانی در بیماری مزمن باید از مدل خطی بیماری ← پریشانی به سمت مدل پویا و فرآیندمحور حرکت کند؛ مدلی که در آن تشخیص و شدت بیماری زمینه را فراهم میکنند، اما تداوم پریشانی تا حدی به فرآیندهای قابل تغییر فردی و بینفردی وابسته است این چارچوب میتواند مبنایی برای مداخلات روانشناختی، آموزش خودمدیریتی و برنامههای مهارتمحور در کنار مراقبت پزشکی باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
پایدار، زهرا،1405،چرا پریشانی روانشناختی پایدار میماند؟ یک مرور روایی از فرآیندهای شناختی، هیجانی و رفتاری خودحفظکننده در بیماریهای مزمن،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر