چکیده مقاله
طبیعت گرایی معرفت شناختی اگرچه در آغاز با هدف نجات فلسفه از بن بست های تحلیلی قرن بیستم مطرح شد، اما امروزه در نقطه ای ایستاده که شاید بتوان آن را بن بست تازه ای نامید ایده ی اولیه، در آثار کواین و پیروانش مبتنی بر این فرض بود که تحلیل معرفت باید از قالب انتزاعی و پیشینی خود خارج شود و در دل علم تجربی بازسازی گردد؛ یعنی به جای پرداختن به مقوله هایی چون «توجیه»، «دلیل»، یا «حق باور»، تمرکز بر فرایندهای علی و شناختی در تولید باورها قرار گیرد با چنین رویکردی، معرفت نه در قالب ارزیابی عقلانی بلکه در قالب مطالعه ی رفتاری و شناختی انسان تحلیل می شود اما آیا این جابه جایی واقعا همان است که معرفت شناسی در پی آن بود؟ آیا طبیعت گرایی توانسته از درون روان شناسی تجربی تحلیل فلسفی از مفهوم «معرفت» را بازیابی کند، یا فقط آن را کنار گذاشته است؟ این مقاله با بازاندیشی در پنج مدل اصلی طبیعت گرایی از کواین، گلدمن و بنژور تا سوسا و کیم، نشان می دهد که طبیعت گرایی در تمامی اشکالش ناتوان از بازسازی سطح هنجاری تحلیل معرفت است کواین با حذف صریح توجیه و دعوت به بازسازی معرفت شناسی در چارچوب روان شناسی تجربی، در واقع نه تنها تحلیل فلسفی را کنار می گذارد، بلکه مرز میان باور موجه و باور صرف را از میان برمی دارد گلدمن با نظریه اعتمادگرایی فرایند محور خود سعی دارد توجیه را بازتعریف کند، اما در نهایت آن را به خروجی آماری و موفقیت فرایند شناختی تقلیل می دهد بنژور، در واکنشی تحلیلی بر لزوم ارتباط عقلانی فاعل با دلایل تاکید می گذارد، و توجیه را امری درونی، دسترس پذیر و بازتابی تعریف می کند سوسا با تفکیک معرفت حیوانی و بازتابی تلاش می کند همزمان وفادار به طبیعت گرایی و تحلیل عقلانی بماند اما این تلاش او در نهایت به رسمیت شناختن دوگانگی معرفت شناسی منجر می شود و در پایان جاگوان، کیم، با استدلالی ریشه ای نشان می دهد که حذف توجیه عقلانی به معنای انحلال خود معرفت شناسی است زیرا بدون توجیه، چیزی به نام داوری معرفتی باقی نمی ماند در این پژوهش، با بررسی فلسفی تحلیلی این دیدگاه ها و بهره گیری از منابعی چون آلستون، پلنتینگا و فولی تلاش شده است تا نشان داده شود که تحلیل معرفت بدون ارجاع به سطوح هنجاری، نه تنها از نظر مفهومی ناقص، بلکه از حیث روشی نیز فاقد بنیان های عقلانی است تبیین علی می تواند نحوه ی شکل گیری باورها را روشن کند اما توجیه عقلانی تنها از طریق نظام های ارزیابانه و عقلانی قابل فهم است طبیعت گرایی اگر نتواند سطح داوری عقلانی را بازتعریف یا بازیابی کند، به جای آنکه معرفت شناسی را نجات دهد آن را به دانشی تجربی و صرفا رفتاری فرو خواهد کاست مقاله نتیجه می گیرد که هیچ نظام تحلیلی درباره ی معرفت، بدون توجیه، کامل نیست، و هیچ نظریه ی طبیعی شده ای نمی تواند تحلیل عقلانی را با تبیین جایگزین کند معرفت حتی اگر در مغز تولید شود، در عقل ارزیابی می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ریفی، محمدرضا،1404،تبیین علی تا توجیه هنجاری بحران طبیعت گرایی در معرفت شناسی،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل