چکیده مقاله
باورهای ناکارآمد همچون فاجعه سازی، خودسرزنشی و نگرش منفی به خود و جهان یکی از عوامل موثر در بروز و تداوم اختلالات سایکوسوماتیک محسوب می شوند پژوهش ها نشان داده اند که این باورها از طریق مسیرهای مشخص نوروبیولوژیک شامل فعال سازی بیش از حد آمیگدال، عملکرد نامناسب محور هیپوتالاموس هیپوفیز آدرنال HPA axis ، ضعف تنظیم شناختی قشر پیش پیشانی PFC و بیش فعالی شبکه پیش فرض مغز DMN به افزایش استرس، التهاب سیستمیک و اختلالات متعدد جسمی منجر می شوند تمرکز این مقاله بر مرور پژوهش های عصبی روانشناختی درباره چگونگی تاثیر باورهای ناکارآمد بر پاسخ های سایکوسوماتیک و تبیین نقش واسط مسیرهای عصبی هورمونی است همچنین نقش مداخلات کلنگر integrative interventions مانند مدیتیشن ذهن آگاهی، یوگا و درمان شناختی رفتاری CBT بررسی شده است یافته ها نشان می دهد این مداخلات با کاهش فعالیت آمیگدال، تقویت قشر پیش پیشانی، مهار محور HPA و بهبود ساختاری و عملکردی شبکه های کلیدی مغز می توانند میزان کورتیزول، نشانگرهای التهابی و شدت علائم جسمانی را کاهش دهند و به بازسازی شناختی و جایگزینی باورهای ناکارآمد کمک کنند مرور نظام مند مطالعات اخیر بیانگر اثر بخشی بالای مداخلات کلنگر به ویژه رویکردهای ترکیبی CBT MBSR در کاهش علائم سایکوسوماتیک و بهبود شاخص های زیستی عصبی است بنابراین طراحی درمان های مبتنی بر ادغام رویکردهای روانشناختی و کلنگر با هدف کاهش باورهای ناکارآمد و اصلاح فرآیندهای عصبی هورمونی می تواند گامی موثر در مدیریت، پیشگیری و بهبود کیفیت زندگی بیماران سایکوسوماتیک باشد در نهایت پیشنهاد می شود مطالعات بیشتری با رویکردهای عصبی و تصویربرداری مغزی به شناسایی دقیق تر این چرخه و ارزشیابی اثرات درازمدت مداخلات کل نگر بپردازند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�قیقی بردینه، سیده کژاله و کرمی مزین، نساء،1404،تبیین مسیرهای نوروبیولوژیکی واسط بین باورهای ناکارآمد و پاسخ های سایکوسوماتیک: نقش مداخلات کلنگر (Integrative Interventions)،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل