چکیده مقاله
فلسفه تعلیم و تربیت به عنوان یکی از بنیادی ترین شاخه های اندیشه بشری همواره در تعامل با تحولات فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، دستخوش تغییرات و بازنگری های اساسی بوده است از دوران باستان که فیلسوفانی چون افلاطون و ارسطو، آموزش را ابزاری برای تحقق فضیلت و سامان اجتماعی میدانستند تا قرون وسطی که تعلیم و تربیت در خدمت ایمان و کلیسا قرار گرفت، و سپس دوره روشنگری که عقل گرایی و خودآیینی فرد را در محور قرار داد سیر تحول این حوزه همواره بازتابی از تحولات معرفتی و تاریخی بشر بوده است با ورود به عصر مدرن و سپس پست مدرن، مفاهیم بنیادینی چون حقیقت، هویت، قدرت و آموزش مورد تردید و بازاندیشی قرار گرفتند در این مقاله با رویکردی تحلیلی تاریخی سیر تحولات فلسفه تعلیم و تربیت از اندیشه های کلاسیک یونانی تا رویکردهای انتقادی اگزیستانسیالیستی سازنده گرایانه و در نهایت پست مدرن بررسی می شود هدف آن است که ضمن بازشناسی مفاهیم بنیادین در هر دوره پیوند میان تحولات فلسفی و چرخش های نظری در آموزش روشن گردد در پایان نشان داده می شود که فلسفه تعلیم و تربیت پست مدرن با تاکید بر نسبی گرایی معرفتی، چندصدایی بودن حقیقت و جایگاه فعال یادگیرنده چشم اندازی تازه برای بازاندیشی در امر آموزش فراهم می سازد این بررسی می تواند افق های نوینی برای سیاست گذاری آموزشی و طراحی برنامه های درسی معاصر بگشاید و زمینه ساز رویکردی چندلایه، انتقادی و سیال به تربیت شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�خشانی فر، قائمه،1404،تحولات تاریخی فلسفه تعلیم و تربیت از اندیشه های کلاسیک تا رویکردهای پست مدرن،دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و فلسفه30 آبان 1404 · بابل