چکیده مقاله
در عصر حاضر که نظام های آموزشی بیش از هر زمان دیگری تحت تاثیر تحولات فناوری، اقتصاد دانش بنیان و تغییرات فرهنگی قرار گرفته اند، پرسش از ماهیت یادگیری و نقش آموزش در شکل دهی به انسان آزاد و آگاه اهمیتی دوچندان یافته است یکی از مهم ترین رویکردهایی که در دهه های اخیر در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت مطرح شده، پداگوژی انتقادی است این رویکرد با نقد الگوهای سنتی و اقتدارگرای آموزش، بر نقش یادگیری در رهایی انسان از سلطه های فکری، فرهنگی و اجتماعی تاکید می کند در قلب این نگرش، مفهوم «شوق دانستن» قرار دارد؛ نیرویی درونی که انسان را به جست وجوی حقیقت، پرسشگری و فهم عمیق جهان پیرامون سوق می دهد مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی نسبت میان شوق دانستن، پداگوژی انتقادی و آزادی یادگیری می پردازد یافته ها نشان می دهد که آزادی یادگیری، گفت وگوی انتقادی، مشارکت فعال یادگیرندگان و نفی آموزش حافظه محور از مهم ترین مولفه های تقویت شوق دانستن هستند همچنین اندیشه های پائولو فریره، جان دیویی، ایوان ایلیچ، هنری ژیرو و بل هوکس نشان می دهد که آموزش زمانی می تواند به رشد انسان و جامعه کمک کند که به جای انباشت اطلاعات، بر پرورش آگاهی، تفکر انتقادی و توانایی تغییر واقعیت تمرکز داشته باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�وز افزای، احمد رضا و بحرینی پور، مریم،1405،شوق دانستن: جستارهایی در باب پداگوژی انتقادی و آزادی یادگیری،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر