چکیده مقاله
در سال های اخیر، تحول در رویکردهای آموزشی از شیوه های سنتی انتقال محور به الگوهای فعال و تجربه محور، به یکی از محورهای اساسی اصلاح نظام های آموزشی تبدیل شده است آموزش فعال با تاکید بر مشارکت یادگیرنده در فرایند یادگیری و یادگیری تجربه محور با تکیه بر چرخه تجربه، بازاندیشی و کاربرد، زمینه ای فراهم می آورد تا دانش آموزان به صورت عمیق تر و معنادارتر مفاهیم را درک کنند پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر رویکرد آموزش فعال مبتنی بر تجربه بر رشد خلاقیت و ارتقای مهارت های شناختی دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شده است این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و پژوهش های پیشین به تحلیل ابعاد نظری و کاربردی این رویکرد پرداخته است یافته ها نشان می دهد که به کارگیری راهبردهایی نظیر بحث گروهی، حل مسئله مشارکتی، بازی های آموزشی، پروژه های عملی و یادگیری مبتنی بر کاوش، موجب تقویت تفکر واگرا، افزایش انعطاف پذیری ذهنی، بهبود تمرکز و تقویت کارکردهای اجرایی مغز در دانش آموزان می شود همچنین نتایج بیانگر آن است که آموزش فعال تجربه محور، با ایجاد فرصت تعامل اجتماعی و بازخورد مستمر، نقش موثری در ارتقای خودکارآمدی و انگیزش درونی یادگیرندگان ایفا می کند بر اساس تحلیل های انجام شده، می توان نتیجه گرفت که حرکت به سوی طراحی محیط های یادگیری فعال و تجربه محور، نه تنها کیفیت یادگیری را افزایش می دهد، بلکه زمینه رشد خلاقیت و مهارت های شناختی سطح بالا را نیز فراهم می سازد ازاین رو، بازنگری در شیوه های تدریس و توانمندسازی معلمان در بهره گیری از رویکردهای فعال، ضرورتی اجتناب ناپذیر در نظام آموزش ابتدایی به شمار می آید
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�دادادی آغچه رود، طاهره و شکرالهی، سیده آمنه و احمدی مقدم، زینب،1404،بررسی تاثیر رویکرد آموزش فعال و یادگیری تجربه محور بر رشد خلاقیت و ارتقای مهارت های شناختی دانش آموزان دوره ابتدایی،بیست و هفتمین کنفرانس ملی روانشناسی علوم تربیتی و اجتماعی،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و هفتمین کنفرانس ملی روانشناسی علوم تربیتی و اجتماعی26 تیر 1404 · بابل