چکیده مقاله
بازاریابی عصب پایه به عنوان یک حوزه میان رشته ای که علوم اعصاب و بازاریابی را تلفیق می کند، در سال های اخیر به یکی از ابزارهای نوین برای درک عمیق تر رفتار مشتریان تبدیل شده است با وجود رشد قابل توجه پژوهش ها در زمینه کاربرد بازاریابی عصب پایه در بازارهای مصرفی بررسی نقش این رویکرد در محیط های کسب وکار به کسب وکار کمتر مورد توجه قرار گرفته است این مقاله با یک پیش فرض فلسفی اثبات گرا و با استفاده از روش مرور محدوده سنج تلاش دارد تا شواهد و مطالعات موجود در زمینه کاربرد بازاریابی عصب پایه در فرایند تصمیم گیری مشتریان سازمانی را بررسی کند و تصویری جامع از ابزارهای پرکاربرد، نتایج کلیدی و شکاف های پژوهشی موجود ارائه دهد جستجوی مقالات در پایگاه استنادی اسکوپوس انجام شده است و شامل مقالات منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ در مجلات علمی Q۱ و Q۲ ناشران معتبر همچون الزویر، اشپرینگر و ویلی است یافته های این مرور نشان داد که تکنیک های نورومارکتینگ نظیر رهگیری چشم، الکتروانسفالوگرافی و تحلیل کدنویسی چهره بیشترین کاربرد را در محیط های بین شرکتی دارند و عمدتا برای بررسی رفتار خرید سازمانی، اعتماد میان تامین کننده و مشتری و بهبود تجربه مشتری استفاده شده اند اگرچه شواهد موجود نشان دهنده تاثیرات مثبت نورومارکتینگ بر فرایند تصمیم گیری مشتریان سازمانی و تجربه مشتری در روابط بازاریابی بین شرکتی است، اما شکاف های دانشی در این زمینه مشهود بوده و نیازمند پژوهش های عمیق تر و مقایسه ای در صنایع مختلف است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
وظیفه دوست، حسین و باقری، علی،1404،نقش بازاریابی عصب پایه در فرایند تصمیم گیری مشتریان سازمانی: مرور محدوده سنج،سومین کنفرانس بین المللی بازاریابی صنعتی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس بین المللی بازاریابی صنعتی21 آبان 1404 · تهران