چکیده مقاله
بیشتر مردم داشتن را طبیعی ترین شکل هستی تلقی می کنند و حتی آن را تنها راه قابل قبول زندگی می دانند اینبرداشت سبب گردیده که درک و فهم ماهیت بودن و تفاوت میان این دو دیدگاه برای مردم دشوار شود با این حال ریشهاین دو منش در تجربه انسان است و هیچکدام را نمی توان به صورت انتزاعی به کار بست، هردو در زندگی روزانه ما منعکسبوده و باید به طور ملموس و حسی به آنان پرداخت در این پژوهش ابتدا تاثیر عملکرد مبتنی بر هریک از این دو دیدگاه، درپنج جنبه کاربردی زندگی روزمره بررسی شده، سپس با ارزیابی نتایج حاصل از پرسشنامه های تحقیقاتی و آنالیز های آماریمیزان وابستگی اشخاص به هریک از دو دیدگاه بدست آمده است همچنین میزان رضایت خود، اطرافیان و استقلال عملکرد نیزمورد بحث قرار گرفته است در انتها می توان گفت اگرچه مردم در زمینه های مختلف زندگی خود به طور ترکیبی از هر دودیدگاه «داشتن» یا «بودن» بهره می برند، اما تقریبا در تمامی موارد مورد بررسی میزان نارضایتی از شرایط موجود و همچنین عدم استقلال در تصمیم گیری ها بالاست و این نارضایتی در عملکرد از منظر داشتن بیشتر به چشم می خورد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�مینی، عرفان و علی نیا، محمدمهدی،1394،داشتن یا بودن، بررسی موردی پنج موقعیت در زندگی انسان از منظر دو دیدگاه متفاوت با آنالیزهای آماری،کنفرانس ملی روانشناسی علوم تربیتی و اجتماعی،بابل
ارائهشده در
مجموعه مقالات کنفرانس ملی روانشناسی علوم تربیتی و اجتماعی5 شهریور 1394 · بابل