چکیده مقاله
جامعه شناسی سیاسی به عنوان حوزه ای میان رشته ای، به مطالعه رابطه متقابل ساختارهای قدرت، دولت، نهادهای سیاسی و کنش های اجتماعی می پردازد این مقاله با رویکردی نظری تحلیلی، به بازاندیشی نسبت میان قدرت، دولت و جامعه مدنی در چارچوب نظریه های کلاسیک و معاصر جامعه شناسی سیاسی می پردازد ابتدا مفهوم قدرت و تحول معنایی آن در آثار مارکس، وبر و دورکیم بررسی می شود، سپس رویکردهای ساختارگرایانه، کارکردگرایانه و انتقادی در تبیین دولت تحلیل می گردد در ادامه، مفهوم جامعه مدنی در اندیشه گرامشی، هابرماس و نظریه های متاخر مورد بررسی قرار گرفته و نسبت آن با دموکراسی، مشروعیت و مشارکت سیاسی تحلیل می شود یافته های نظری نشان می دهد که فهم پویایی های سیاسی معاصر مستلزم عبور از دوگانه دولت/جامعه و توجه به شبکه های قدرت، سرمایه اجتماعی، گفتمان و کنش ارتباطی است در نهایت، مقاله پیشنهاد می کند که جامعه شناسی سیاسی معاصر باید به سمت مدل های تحلیلی چندسطحی حرکت کند که تعامل میان ساختار، عاملیت و گفتمان را به طور هم زمان مدنظر قرار دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�شم فیروز، علی،1405،بازاندیشی در نسبت قدرت، دولت و جامعه مدنی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر