چکیده مقاله
دوران تحصیلی ابتدایی به عنوان سنگ بنای نظام آموزشی، حیاتی ترین مرحله برای شکل گیری ساختارهای شناختی، تفکر استدلالی و مهارت های مواجهه با چالش های زندگی در کودکان است پژوهش مروری جامع حاضر با هدف تحلیل سیستماتیک تاثیر آموزش تفکر انتقادی بر توانایی حل مسئله و کیفیت یادگیری دانش آموزان ابتدایی تدوین گردیده است روش شناسی این تحقیق بر مبنای واکاوی گسترده ادبیات پژوهشی، بررسی اسناد علمی و ترکیب تحلیلی یافته های حاصل از پژوهش های نوین داخلی و بین المللی در قلمرو روان شناسی تربیتی، برنامه ریزی درسی و فلسفه آموزش استوار می باشد تفکر انتقادی به عنوان یک شایستگی بنیادین، فراگیران را قادر می سازد تا اطلاعات را واکاوی کرده، سوگیری ها را شناسایی نمایند و بر پایه شواهد عینی به تصمیم گیری های مستدل دست بزنند یافته های تحلیلی این پژوهش نشان می دهند که بکارگیری راهبردهای فعالی نظیر پرسش گری سقراطی، نقشه های ذهنی کاوشگری، یادگیری مبتنی بر حل مسئله و الگوهای مشارکتی، انفعال ذهنی دانش آموزان ابتدایی را ریشه کن ساخته و فرآیندهای عالی مغز شامل تحلیل، ارزیابی و استدلال منطقی را به طور معناداری تقویت می نماید این جریان پداگوژیک پایداری یادگیری را تضمین کرده و انگیزه درونی فراگیران را برای مواجهه هوشمندانه با چالش های عصر اطلاعات افزایش می دهد علی رغم وجود موانع ساختاری و نگرشی معلمان سنتی، توسعه حرفه ای مربیان بر پایه شایستگی های نوین می تواند مسیر این تحول را هموار سازد در نهایت، تدوین چارچوب های راهبردی مشخص برای مربیان، بستر عملیاتی لازم را برای تبدیل مدارس ابتدایی به کانون های پرورش انسان های مستقل، مسئولیت پذیر و خودکارآمد فراهم می آورد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�وض پور، الهام،1405،بررسی تاثیر آموزش تفکر انتقادی بر حل مسئله و یادگیری دانش آموزان ابتدایی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر