چکیده مقاله
پیشرفت های شگرف در حوزه علوم اعصاب تربیتی و شناختی در سال های اخیر، دریچه های نوینی را به سوی درک عمیق تر از سازوکارهای یادگیری انسان، به ویژه در دوران حساس ابتدایی، گشوده است آموزش مغزمحور به عنوان یک رویکرد نوین و بین رشته ای، تلاش می کند تا یافته های آزمایشگاهی علوم اعصاب را به راهبردهای کاربردی در محیط کلاس درس ترجمه کند هدف از پژوهش مروری حاضر، تبیین و تحلیل جامع کاربرد اصول یادگیری مغزمحور در کلاس های درس مقطع ابتدایی و بررسی چگونگی بهینه سازی فرآیندهای یاددهی یادگیری بر اساس ساختار و عملکرد طبیعی مغز کودکان است روش پژوهش در این مطالعه از نوع مروری تحلیلی بوده که با بررسی نظام مند ادبیات پژوهشی، اسناد نظری و مطالعات تجربی داخلی و بین المللی مرتبط با پیوند علوم اعصاب و آموزش تدوین شده است یافته های این بررسی نشان می دهد که بکارگیری اصولی نظیر ایجاد محیط غنی و امن از نظر عاطفی، تلفیق حرکت و فعالیت های فیزیکی با برنامه های درسی، توجه به تفاوت های فردی در پردازش اطلاعات، و استفاده از بازخوردهای فوری و مثبت، نقش کلیدی در تقویت شکل پذیری سیناپسی و پایدارسازی یادگیری کودکان دارد علاوه بر این، نتایج حاکی از آن است که آموزش های مبتنی بر عملکرد طبیعی مغز موجب بهبود معنادار عملکردهای شناختی، کاهش اضطراب تحصیلی، و افزایش اشتیاق به یادگیری در دانش آموزان ابتدایی می شود در نهایت، این پژوهش بر ضرورت بازنگری در برنامه های درسی سنتی و توانمندسازی معلمان در زمینه دانش علوم اعصاب تربیتی تاکید کرده و الگویی جامع برای طراحی محیط های آموزشی همسو با مغز ارائه می دهد که می تواند مبنای تحولات ساختاری در نظام آموزش ابتدایی قرار گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�فاری نسب، یدالله،1405،کاربرد اصول یادگیری مغزمحور در کلاس های درس ابتدایی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر