چکیده مقاله
تفکر انتقادی به عنوان یکی از مهارت های بنیادین زیست در قرن بیست و یکم، نقشی محوری در تربیت شهروندانی آگاه، مسئول و توانمند ایفا می کند با این حال، پژوهش ها نشان می دهند که نظام های آموزشی، از جمله در ایران، در پرورش نظام مند این مهارت با کاستی هایی مواجه اند مقاله حاضر با هدف تبیین اهمیت درس مطالعات اجتماعی در توسعه تفکر انتقادی دانش آموزان، به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای تدوین شده است یافته ها حاکی از آن است که مطالعات اجتماعی به سبب ماهیت بین رشته ای، طرح مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، تاکید بر روش هایی چون گفت وگوی جمعی، حل مسئله و تحلیل شواهد، و نیز ظرفیت آن در آموزش شهروندی و مسئولیت پذیری، بستری ایده آل برای تقویت مولفه های تفکر انتقادی نظیر تحلیل، استنباط، استدلال، ارزشیابی و قضاوت آگاهانه فراهم می سازد این درس نه تنها دانش آموز را به پرسش گری و بررسی ابعاد گوناگون پدیده ها وا می دارد، بلکه با ماهیت مکمل گونه ای که با تفکر خلاق دارد، زمینه نوآوری و اتخاذ تصمیم های مستدل را نیز مهیا می کند نتایج مطالعه بیانگر آن است که توجه جدی به برنامه درسی مطالعات اجتماعی و غنی سازی محتوا، روش های تدریس و نظام ارزشیابی آن، راهکاری اساسی برای پرورش تفکر انتقادی در میان دانش آموزان و در نتیجه، تربیت نسلی کنشگر، تحلیل گر و موثر در تحولات اجتماعی به شمار می رود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
پاشازاده، مهدی و کدخدائی، متین و حاجی پور چریک آباد، سهراب،1405،اهمیت مطالعات اجتماعی در توسعه ی تفکر انتقادی در میان دانش آموزان،بیست و چهارمین همایش ملی پژوهش های مدیریت و علوم انسانی در ایران،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و چهارمین همایش ملی پژوهش های مدیریت و علوم انسانی در ایران31 خرداد 1405 · تهران