چکیده مقاله
پیشرفت های اخیر در علوم اعصاب تربیتی نشان داده است که تفاوت های فردی در ساختار و عملکرد مغز، از جمله ظرفیت توجه، حافظه کاری و سبک های پردازش اطلاعات، نقش تعیین کننده ای در اثربخشی فعالیت های آموزشی دارد بر این اساس، هدف این پژوهش بررسی و به کارگیری اصول عصب شناختی برای طراحی فعالیت های یادگیری یکپارچه و چندحسی بوده است تا پاسخگو به نیازهای شناختی گوناگون دانش آموزان دوره ابتدایی باشد چارچوب نظری این مطالعه مبتنی بر نظریه پردازش چندکاناله حسی و انعطاف پذیری عصبی شکل گرفته که بر تعامل بین محرک های شنیداری، دیداری و حرکتی تاکید دارد روش تحقیق از نوع ترکیبی بود؛ ابتدا مرور نظام مند ادبیات علوم اعصاب تربیتی و نظریه های مرتبط با تمایز آموزشی صورت گرفت و سپس بسته های آموزشی طراحی شده در دو کلاس ابتدایی به صورت آزمایشی اجرا شد ابزارهای سنجش شامل آزمون های استاندارد حافظه کاری و توجه، پرسشنامه های انگیزش و مشاهده ساختاری رفتارهای یادگیری دانش آموزان بود تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری کمی و تحلیل مضمون کیفی در گزارش های مشاهده ای همراه شد نتایج نشان داد که فعالیت های چندحسی با ترکیب محرک های متنوع و استراتژی های تمایز آموزشی، توجه و انگیزش یادگیرندگان را به طور همزمان افزایش داده و حافظه کاری آنان را تقویت کرده است همچنین معلمان گزارش دادند بهره گیری از بازخورد های عصبی سنجی و تنظیم فشار شناختی، در طراحی منعطف تر بسته ها موثر بوده است این یافته ها بر ضرورت آموزش معلمان در مبانی علوم اعصاب تربیتی و توسعه بسته های آموزشی تطبیقی تاکید می کند و پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده از ابزارهای پیشرفته عصب سنجشی برای سنجش دقیق تر پاسخ های شناختی دانش آموزان استفاده شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�مامی، معصومه،1404،کاربرد علوم اعصاب تربیتی در طراحی فعالیت های یادگیری برای دانش آموزان ابتدایی با نیاز های شناختی متفاوت،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر