چکیده مقاله
اختلالات یادگیری خاص، به ویژه نارساخوانی یا دیسلکسیا، به عنوان یکی از شایع ترین و در عین حال پیچیده ترین چالش های آموزشی در جوامع مدرن شناخته می شوند حضور دانش آموزان دیسلکسیک در کلاس های عادی، اگرچه نشان دهنده موفقیت نسبی سیاست های آموزش فراگیر است، اما همزمان بار مسئولیت سنگینی را بر دوش معلمان عادی قرار می دهد عدم تشخیص به موقع، فقدان دانش تخصصی درباره ماهیت عصبی شناختی این اختلال، و استفاده از روش های تدریس سنتی تک بعدی، منجر به افت تحصیلی پایدار، کاهش شدید عزت نفس، و انزوای اجتماعی در میان این دانش آموزان شده است مسئله اصلی این پژوهش، تمرکز بر «توانمندسازی معلم» به عنوان حلقه وصل حیاتی بین نیازهای فردی دانش آموز و ساختار خشک سیستم آموزشی است این مقاله با هدف شناسایی موانع ساختاری و روان شناختی موجود و ارائه راهکارهای عملیاتی و نظری تدوین شده است یافته های حاصل از مرور ادبیات و تحلیل سناریوهای کلاسی نشان می دهند که آموزش های ضمن خدمت متمرکز بر سه محور «تشخیص زودهنگام مبتنی بر مشاهده»، «تسهیل گری آموزشی از طریق طراحی فراگیر یادگیری UDL »، و «به کارگیری رویکردهای چندحسی » می تواند شکاف عمیق بین انتظارات سیستم آموزشی و ظرفیت های واقعی دانش آموزان دیسلکسیک را پر کند همچنین تاکید بر تغییر نگرش معلمان از مدل «نقص درمانی» به مدل «تفاوت پذیری و نقاط قوت»، نقش کلیدی در ایجاد محیطی امن روانی ایفا می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�الحی، احمدرضا،1405،بررسی راهکارهای توانمندسازی معلمان در مواجهه با دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص (نارساخوانی) در مدارس عادی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر