چکیده مقاله
تفکر انتقادی به عنوان یکی از شایستگی های بنیادین قرن بیست ویکم، جایگاه ویژه ای در آموزش دوره ابتدایی دارد؛ دوره ای که ساختارهای شناختی، اخلاقی و اجتماعی کودکان در بالاترین سطح انعطاف پذیری قرار دارد هدف پژوهش حاضر، تبیین مبانی نظری و تحلیل داده های مرتبط با نقش محیط یادگیری، تربیت اخلاقی و فناوری های دیجیتال در پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان ابتدایی است روش پژوهش، توصیفی–تحلیلی بوده و داده ها با رویکرد تفسیر عمیق یافته های آموزشی بررسی شده اند نتایج تحلیل نشان داد که محیط های یادگیری باز و برخوردار از امنیت روانی، زمینه بروز پرسش گری و استدلال را در کودکان تقویت می کنند همچنین تلفیق آموزش اخلاق مبتنی بر گفت وگو با فرایندهای یاددهی–یادگیری، موجب ارتقای قضاوت مسئولانه و تعمیق تفکر انتقادی می شود یافته ها حاکی از آن است که فناوری های دیجیتال تنها در صورت استفاده هدفمند و تحلیلی، نقش موثری در رشد تفکر انتقادی ایفا می کنند و استفاده صرفا مصرفی از این ابزارها، تاثیر معناداری ندارد تحلیل تلفیقی داده ها نشان داد که بالاترین سطح تفکر انتقادی در شرایطی حاصل می شود که محیط یادگیری، رویکرد تربیتی و ابزارهای آموزشی به صورت هماهنگ و یکپارچه طراحی شوند بر این اساس، نتایج پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکردی جامع و چندبعدی در آموزش تفکر انتقادی در دوره ابتدایی تاکید دارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کریم زاده، فروزان و دریکوند، سمیه و دریکوند، شهناز و رحمتی مقدم، عجیده،1404،آموزش مهارت های تفکر انتقادی به دانش آموزان ابتدایی،سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه28 مهر 1404