چکیده مقاله
هدف اصلی این پژوهش، واکاوی و تبیین نقش کلیدی مهارت های خودمدیریتی و تفکر انتقادی در ارتقای انگیزش و موفقیت تحصیلی دانشجویان است در عصر حاضر، آموزش صرف انتقال اطلاعات کارایی لازم را ندارد و تمرکز بر توانمندسازی فراگیران جهت مدیریت فرآیند یادگیری ضروری به نظر می رسد این مقاله با روش توصیفی–تحلیلی و با مرور پیشینه پژوهشی، به بررسی رابطه میان متغیرهای خودمدیریتی شامل برنامه ریزی، نظم شخصی و هدف گذاری و تفکر انتقادی شامل تحلیل، ارزیابی و استدلال منطقی با مولفه های انگیزشی و پیامدهای تحصیلی می پردازد یافته ها نشان می دهد که دانشجویان که از مهارت های خودمدیریتی بالایی برخوردارند، کنترل بیشتری بر رفتارهای یادگیری خود داشته و در نتیجه، انگیزه درونی و پایداری بیشتری در مواجهه با چالش های تحصیلی از خود نشان می دهند همچنین، تفکر انتقادی به عنوان یک ابزار شناختی، امکان تحلیل عمیق محتوا و حل مسائل پیچیده را فراهم کرده و مستقیما بر بهبود عملکرد تحصیلی و پیشرفت علمی تاثیرگذار است بررسی ها حاکی از آن است که این دو مهارت در یک رابطه هم افزا سینرژیک عمل کرده و تقویت هم زمان آن ها، تضمین کننده موفقیت پایدار در مسیر آموزشی است در نهایت، نتیجه گیری می شود که تلفیق مهارت های خودمدیریتی و تفکر انتقادی در برنامه های درسی و نظام های آموزشی، می تواند بستری مناسب برای تربیت نسل خلاق، مستقل و موفق فراهم آورد پیشنهاد می شود که دانشگاه ها با تغییر رویکرد از آموزش محتوا به پرورش مهارت های شناختی و فراشناختی، زمینه را برای افزایش خودکارآمدی و انگیزش درونی دانشجویان فراهم نمایند تا آن ها بتوانند با آمادگی کامل به ورود به عرصه های علمی و حرفه ای بیندیشند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�وحی، زهرا،1404،اثر مهارت های خودمدیریتی و تفکر انتقادی بر انگیزش و موفقیت تحصیلی،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر