چکیده مقاله
مشارکت فعال دانش آموزان در فرآیند یادگیری، شاخصی کلیدی برای موفقیت نظام های آموزشی و تحقق اهداف سند تحول بنیادین است با این حال، بی انگیزگی و انفعال در کلاس های درس همچنان یکی از چالش های اصلی معلمان و برنامه ریزان درسی است این پژوهش با هدف بررسی کاربرد نظریه های انگیزشی در طراحی برنامه های درسی برای ارتقای مشارکت دانش آموزان انجام شده است نظریه های انگیزشی همچون خودمختاری Self Determination Theory ، انتظار ارزش Expectancy Value Theory ، هدف گذاری Goal Orientation Theory و تقویت رفتاری، چارچوب های نظری قدرتمندی را برای درک مکانیزم های تحریک انگیزه فراهم می آورند یافته ها نشان می دهند که برنامه های درسی که بر اساس اصول نظریه خودتعیین گری طراحی شده اند و نیازهای اساسی دانش آموزان به استقلال، شایستگی و ارتباط را برآورده می کنند، مشارکت را به طور معناداری افزایش می دهند همچنین، به کارگیری نظریه انتظار ارزش در تنظیم اهداف آموزشی و ارزش بندی تکالیف، باعث می شود دانش آموزان بر کارایی خود و ارزش مطالب برای آینده شان تمرکز کنند طراحی برنامه های درسی با رویکرد یادگیری فعال، حل مسئله و ارتباط با زندگی واقعی، ضمن کاهش اضطراب، حس کنجکاوی و اشتیاق به یادگیری را بیدار می کند نتیجه گیری حاصل از این مطالعه آن است که تلفیق علمی نظریه های انگیزشی در فرآیند طراحی برنامه درسی، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای گذار از آموزش سنتی به آموزش پویا، دانش آموزمحور و مشارکتی است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�رخشان، امیر شمس و امیری، حمیدرضا و صفری خانکهدانی، فاطمه و حسن زاده، فاطمه،1404،کاربرد نظریه های انگیزشی در طراحی برنامه های درسی جهت ارتقای مشارکت دانش آموزان،اولین همایش بین المللی معلمان پیشرو در عصر پژوهش های تحول آفرین،اهواز
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی معلمان پیشرو در عصر پژوهش های تحول آفرین15 مهر 1404 · اهواز