چکیده مقاله
هدف اصلی این تحقیق، پیش بینی خودفاش سازی فرزندان براساس روش های تربیت والدین در دانش آموزان دوره دوم ابتدایی بود این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش اجرا توصیفی همبستگی است جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهرستان لنجان در سال ۱۴۰۴ ۱۴۰۳ به تعداد ۱۲۹۵۳ نفر تشکیل دادند حجم نمونه با استناد به فرمول کوکران ۳۰۰ نفر در نظر گرفته شد که پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند، ۱۹۷۳ و پرسشنامه خودافشاگری ژورارد و لندزمن، ۱۹۶۰ در بین آنان توزیع گردید داده های جمع آوری شده در دو سطح آمار توصیفی میانگین و انحراف معیار و استنباطی ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شدند نتایج نشان داد بین سبک فرزندپروری قاطع و اطمینان بخش با خودفاش سازی فرزندان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد در حالی که بین سبک های فرزندپروری سهل گیرانه و استبدادی با خودفاش سازی فرزندان منفی و معنی دار وجود دارد همچنین نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که در گام اول ضریب سبک فرزندپروری قاطع و اطمینان بخش ۳ درصد واریانس خودفاش سازی فرزندان، در گام دوم ضرایب سبک فرزندپروری قاطع و اطمینان بخش و سبک فرزندپروری سهل گیرانه ۳/۵ درصد واریانس خودفاش سازی فرزندان، در گام سوم ضرایب سبک فرزندپروری قاطع و اطمینان بخش، سبک فرزندپروری سهل گیرانه و سبک فرزندپروری استبدادی ۲/۶ درصد واریانس خودفاش سازی فرزندان را تبیین می کند این نتایج نشان می دهند که ارتباط عاطفی ایمن با والدین و روش های تربیتی حمایت گرانه و قاطعانه زمینه ساز شکل گیری اعتماد، امنیت روانی و آمادگی بیشتر کودکان برای بیان افکار و احساسات خود هستند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ابائی، نفیسه و قاسمی، زهرا،1404،پیش بینی خودفاش سازی فرزندان براساس روش های تربیت والدین در دانش آموزان دوره دوم ابتدایی،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر