چکیده مقاله
پیوند میان فلسفه تعلیم و تربیت و عمل آموزشی معلمان ابتدایی یکی از مسائل بنیادین و کمتر پرداخته شده در مطالعات تربیتی ایران است این نوشتار با رویکرد مروری، به بررسی نحوه حضور باورها و جهت گیری های فلسفی در کنش های روزمره معلمان کلاس های ابتدایی می پردازد نتایج نشان می دهد که این پیوند عمدتا ضمنی و ناپیوسته است و در ابعاد ارزش شناسی و انسان شناسی قوی تر از ابعاد معرفت شناسی و هدف شناسی ظاهر می شود رویکردهای سنتی و ارزش محور به ویژه ایده آلیسم و جهت گیری های اخلاقی مذهبی حضور پررنگ تری در عمل کلاس دارند؛ در حالی که رویکردهای نوگرا پراگماتیسم و کودک محوری به دلیل فشارهای ساختاری، کمبود امکانات و ضعف آموزش فلسفی کاربردی، کمتر تحقق می یابند مهم ترین موانع شامل شکاف نظریه عمل، غلبه روزمرگی و برنامه درسی فشرده، کمبود آموزش فلسفی در تربیت معلم، نظام ارزشیابی کمی محور و ضعف مهارت تامل فلسفی است در مقابل، تقویت آموزش فلسفه در دانشگاه فرهنگیان، طراحی برنامه های تاملی برای معلمان شاغل، استفاده از مطالعه موردی فلسفی در جلسات گروهی، ایجاد فرهنگ پرسشگری فلسفی در مدارس و بازطراحی دوره های ضمن خدمت با رویکرد فلسفی عملی از راهکارهای کلیدی پیشنهادشده هستند این مطالعه تاکید می کند که فلسفه تعلیم و تربیت نباید صرفا دانشی دانشگاهی تلقی شود، بلکه باید به ابزاری عملی برای ارتقای کیفیت تدریس، رشد حرفه ای معلمان و بهبود تجربه یادگیری دانش آموزان ابتدایی تبدیل گردد توجه بیشتر به این پیوند می تواند به کاهش بازتولید الگوهای سنتی و حرکت به سوی آموزش معنادارتر و انسانی تر کمک کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�سدی، یاسین و اسدی، صفورا،1404،پیوند فلسفه تعلیم و تربیت با عمل آموزشی معلمان در کلاس های ابتدایی،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر