چکیده مقاله
در دهه های اخیر، نظام های آموزشی بیش از هر زمان دیگری با این واقعیت روبه رو شده اند که موفقیت تحصیلی دانش آموزان صرفا حاصل توانایی های شناختی یا میزان هوش عمومی آنان نیست، بلکه به شکل عمیقی تحت تاثیر عوامل روان شناختی، هیجانی و اجتماعی قرار دارد در این میان، مفاهیمی چون «ذهنیت رشد» و «تاب آوری تحصیلی» به عنوان دو سازه کلیدی، توجه پژوهشگران و سیاست گذاران آموزشی را به خود جلب کرده اند؛ زیرا این دو مفهوم توضیح می دهند که چرا برخی دانش آموزان در مواجهه با دشواری ها، شکست ها و ناکامی های تحصیلی نه تنها دچار افت نمی شوند، بلکه آن ها را به فرصتی برای یادگیری، پیشرفت و خودسازی تبدیل می کنند ذهنیت رشد، که ریشه در دیدگاه های روان شناختی نوین به ویژه آثار کارول دوک دارد، بر این باور استوار است که توانایی ها و استعدادهای فردی ثابت و تغییرناپذیر نیستند و می توان آن ها را از طریق تلاش، تمرین هدفمند و یادگیری مستمر ارتقا داد در کنار آن، تاب آوری تحصیلی به توانایی دانش آموز در حفظ انگیزه، امید و پایداری در مسیر یادگیری، حتی در شرایط فشار، استرس و ناکامی های مکرر اشاره دارد در بستر مدرسه، عوامل متعددی در شکل گیری ذهنیت رشد و تقویت تاب آوری تحصیلی نقش آفرینی می کنند، اما نقش معلم به عنوان کنشگر اصلی فرایند آموزش و تربیت، جایگاهی محوری و تعیین کننده دارد معلم نه تنها انتقال دهنده دانش و مهارت های درسی است، بلکه از طریق نوع تعامل، شیوه ارزشیابی، نگرش نسبت به خطا و شکست، و به ویژه نحوه ارائه بازخورد، پیام های عمیقی درباره یادگیری، توانمندی و ارزش تلاش به دانش آموزان منتقل می کند بازخورد معلم می تواند به مثابه یک ابزار تربیتی قدرتمند عمل کند که یا ذهنیت ایستا و ترس از اشتباه را در دانش آموزان تقویت می کند، یا برعکس، آنان را به تجربه کردن، تلاش ورزی، پذیرش خطا و رشد مستمر تشویق می سازد بازخورد سازنده، فراتر از اعلام درست یا نادرست بودن عملکرد دانش آموز، فرایندی تعاملی و معنا بخش است که بر پیشرفت، فرایند یادگیری و امکان بهبود تاکید دارد چنین بازخوردی به جای تمرکز بر ویژگی های ثابت فردی، توجه دانش آموز را به تلاش، راهبردهای به کاررفته، میزان پیشرفت و مسیرهای قابل اصلاح معطوف می کند از این منظر، بازخورد سازنده می تواند به تدریج نگرش دانش آموز نسبت به شکست را دگرگون سازد؛ شکست دیگر نشانه ناتوانی یا کم هوشی تلقی نمی شود، بلکه به عنوان بخشی طبیعی از مسیر یادگیری و فرصتی برای رشد درک می گردد در این پژوهش که به شیوه مروری و با مطالعه کتابخانه ای و مراجعه به مقاله ها و تحقیق های چاپ شده و مطالب دیجیتالی گرد آوری شده است و سعی بر آن شده که به بررسی از آموزش حافظه محور تا یادگیری معناگرا: نقش روش های تدریس فعال در کاهش بی انگیزگی تحصیلی نسل جدید پرداخته شود نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بازخورد سازنده معلم با تقویت ذهنیت رشد و تاب آوری تحصیلی دانش آموزان، فرایند یادگیری را از صرفا نتیجه محور به تجربه ای پویا، تعاملی و معنادار تبدیل می کند و دانش آموزان را برای مواجهه موثر با چالش ها و ناکامی های تحصیلی توانمند می سازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�براهیمی، سمیه و کشوری، زهرا و کابلی، زینب و ردکا، بهمن،1404،از آموزش حافظه محور تا یادگیری معناگرا: نقش روش های تدریس فعال در کاهش بی انگیزگی تحصیلی نسل جدید،سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه28 مهر 1404