چکیده مقاله
مرگ از بنیادی ترین مسائل حیات انسانی و از کهن ترین دغدغه های اندیشه دینی و فلسفی است انسان از زمانی که نسبت به خویشتن و جهان پیرامون آگاه شد، با این پرسش اساسی روبه رو بوده است که مرگ چیست، چه نسبتی با زندگی دارد، آیا پایان مطلق است یا گذر به مرتبه ای دیگر از هستی، و چگونه می توان در پرتو فهم مرگ، معنای زندگی را بهتر درک کرد در سنت دینی، به ویژه در اسلام، مرگ نه فنا و نابودی کامل، بلکه انتقال از نشئه دنیا به مرتبه ای دیگر از وجود و مقدمه ورود به عالم برزخ و آخرت دانسته می شود در فلسفه نیز دیدگاه های متنوعی درباره مرگ پدید آمده است؛ از تلقی افلاطونی که مرگ را رهایی نفس از زندان بدن می داند تا نگرش های مادی گرایانه که آن را پایان آگاهی و تجربه فردی تلقی می کنند، و نیز دیدگاه های اگزیستانسیالیستی که مرگ را عامل بیداری انسان به سوی زیست اصیل می دانند این مقاله با روش تحلیلی تطبیقی می کوشد چیستی مرگ را از منظر دینی و فلسفی بررسی کند و نشان دهد که مرگ صرفا یک رخداد زیستی نیست، بلکه مسئله ای هستی شناختی، انسان شناختی، اخلاقی و معنابخش است نتیجه پژوهش آن است که مرگ در هر دو حوزه دین و فلسفه، نقشی اساسی در تفسیر جایگاه انسان، جهت گیری اخلاقی و فهم معنای زندگی ایفا می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
فرجی، حمید،1404،چیستی مرگ، بررسی تطبیقی حقیقت، معنا و کارکرد وجودی مرگ،سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه28 مهر 1404