چکیده مقاله
تحولات سریع فناوری های هوشمند، چشم انداز آموزش و پرورش، به ویژه در دوره ابتدایی را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است این پژوهش با هدف بررسی جامع کاربردها، مزایا و چالش های ادغام فناوری های هوشمند مانند هوش مصنوعی، یادگیری سازگار، واقعیت افزوده و رباتیک آموزشی در فرایند تدریس مدارس ابتدایی، به صورت یک مرور نظام مند انجام شده است در دنیای امروز که نیاز به یادگیری شخصی سازی شده، مشارکتی و مبتنی بر شواهد بیش از پیش احساس می شود، رویکردهای سنتی تدریس پاسخگوی تمامی نیازهای دانش آموزان ابتدایی نیست این مقاله با تکیه بر مبانی نظری قدرتمندی چون نظریه اجتماعی فرهنگی ویگوتسکی و مدل های آموزشی نوین مانند SAMR و TPACK، به تحلیل ادبیات علمی اخیر ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ پرداخته است نتایج کلیدی نشان می دهند که فناوری های هوشمند پتانسیل قابل توجهی در بهبود انگیزش دانش آموزان، کاهش بار شناختی نامناسب، فراهم آوردن بازخورد فوری و شخصی سازی محتوا بر اساس نیازهای هر دانش آموز دارند تجزیه و تحلیل داده های یادگیری Learning Analytics امکان ارزیابی دقیق تر پیشرفت و مداخله به موقع را برای معلمان فراهم می سازد کاربردهای عملی این فناوری ها شامل محیط های یادگیری تعاملی غنی شده با هوش مصنوعی، سیستم های توصیه گر محتوا و ابزارهای خودکار ارزیابی است که همگی به ارتقای اثربخشی و کیفیت کلی تدریس کمک می کنند با این حال، مسائلی نظیر عدالت دسترسی، آموزش معلمان و ملاحظات اخلاقی همچنان نیازمند توجه جدی سیاست گذاران آموزشی است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مرادی، طیبه،1404،کاربرد فناوری های هوشمند در بهبود کیفیت تدریس در مدارس ابتدایی،سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه28 مهر 1404