چکیده مقاله
مهمترین کاربرد دستور زبان فارسی ایجاد توانایی درست خواندن و درست نوشتن و تشخیص عملکردهای زبان است ازاینروی، لازمه یادگیری زبان آگاهی از تمام جزئیاتی است که به عنوان قواعد زبان شناخته میشود در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی توصیفی به بررسی انتقادی مباحث دستور زبان فارسی در کتابهای فارسی دوره دوم متوسطه نظام جدید پرداخته شده است پرسش اصلی پژوهش نیز به این صورت است که کدام مباحث دستوری در کتب فارسی دوره دوم مطرح شده است و چه اشکالات و نواقصی دارند؟ نتایج نشان میدهد که این مباحث اشکالات عمده ای دارند که سبب دلزدگی و گریز دانش آموز از مباحث دستوری و در نتیجه ضعف زبان میگردد اشکالات این مباحث دستوری به این شرح است: عدم انسجام مطالب و آشفتگی و پراکندگی آنها، تکرار بیمورد برخی از مطالب غیرمفید، عدم اتخاذ یک روش مشخص برای تبیین مسائل دستوری دستور جدید، دستور تاریخی و ساختاگرایی و گشتاری به هم آمیخته است ، عدم ارائه تعریفی دقیق از مباحث دستوری و در نتیجه ذکر مثالهای بسیار اندک برای آنها، عدم اشاره به وجوه زیباییشناسی برخی از نکات دستوری و در نتیجه کم توجهی به زبان، ناهمگونی برخی از مثالها و نمونهها با سوالاتی که در پایان سال تحصیلی اخذ میشود و عدم طرح برخی از مباحث مهم دستوری همه این موارد نمونهای از اشکالات دروس فارسی در چند سال اخیر است که سبب گردیده نمرات پایانی درس فارسی جزء ضعفترین درسهای دانش آموزان گزارش شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�سن پور، مریم،1404،بررسی انتقادی دستور زبان فارسی در دوره دوم متوسطه،سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه28 مهر 1404