چکیده مقاله
ژان پیاژه، روان شناس سوئیسی، با ارائه نظریه ساخت گرایی، انقلابی در درک نحوه رشد تفکر و شناخت کودکان ایجاد کرد نظریه او بر این باور است که کودکان به عنوان موجودات منفعل، اطلاعات را دریافت نمی کنند، بلکه به عنوان موجودات فعال، دانش را با تعامل با محیط اطراف خود می سازند پیاژه رشد شناختی را به چهار مرحله اصلی تقسیم کرد: حسی حرکتی، پیش عملیاتی، عملیات عینی و عملیات صوری شناخت دقیق این مراحل، برای مربیان، معلمان و طراحان برنامه های درسی حیاتی است، زیرا هر مرحله با ویژگی ها و محدودیت های منحصر به فردی همراه است که مستقیما بر ظرفیت یادگیری کودک تاثیر می گذارد همچنین، مفهوم «تعادل سازی» در نظریه پیاژه تاثیر عمیقی بر روش های تدریس دارد یادگیری زمانی رخ می دهد که دانش آموز با تعارض ناپایداری شناختی مواجه شود و برای بازگرداندن تعادل، ساختارهای ذهنی خود را تغییر دهد تطبیق یا گسترش دهد جانشینی بر این اساس، محتوای آموزشی نباید صرفا انتقال اطلاعات باشد، بلکه باید چالش برانگیز طراحی شود تا دانش آموز را به تفکر، کشف و حل مسئله وادار کند معلمان باید محیطی را فراهم کنند که دانش آموز بتواند به صورت فعال با مواد درسی تعامل داشته باشد در نتیجه، نظریه پیاژه با ارائه نقشه ای دقیق از رشد ذهنی کودک، به متخصصان آموزش کمک می کند تا محتوای درسی را متناسب با توانایی های شناختی هر گروه سنی تنظیم کنند این رویکرد از آموزش های زودرس و نامناسب جلوگیری می کند و فرآیند یادگیری را به تجربه ای لذت بخش، عمیق و پایدار تبدیل می کند که با ساختار ذهن کودک هماهنگ است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�اسان، توران و بخش صفت، الهام و حسینی، صغری و ویسی، گودرز،1404،نقش نظریه پیاژه در شناخت مراحل رشد شناختی و تنظیم محتوای آموزشی برای کودکان،سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه28 مهر 1404