چکیده مقاله
یکی از اساسی ترین چالش های نظام های تربیتی معاصر، فاصله عمیق میان اهداف نظری آموزش و واقعیت های عملی حاکم بر مدارس و فرایندهای یاددهی یادگیری است اگرچه در اسناد رسمی، برنامه های تحول آموزشی، اهداف کلان تربیتی و گفتمان های نوین تعلیم و تربیت، بر پرورش انسان هایی خلاق، پرسشگر، تحلیل گر و برخوردار از توانایی تفکر انتقادی تاکید فراوان می شود، اما در عمل، ساختارهای اجرایی نظام آموزشی همچنان بر محور حفظیات، بازتولید اطلاعات، آزمون محوری و تبعیت از پاسخ های از پیش تعیین شده استوار مانده اند این تناقض ساختاری سبب شده است که بخش مهمی از اهداف تحول آفرین آموزش وپرورش در سطح شعار باقی بماند و در عرصه اجرا با موانع جدی مواجه گردد نتایج بررسی ها نشان می دهد که حافظه محوری نه تنها در شیوه تدریس، بلکه در کل فرهنگ نهادی مدرسه، نظام ارزشیابی، محتوای آموزشی، انتظارات خانواده ها و حتی معیارهای موفقیت تحصیلی ریشه دوانده است در چنین شرایطی، دانش آموزان بیش از آنکه برای فهم عمیق مفاهیم، تحلیل مسائل و مشارکت فعال در فرایند یادگیری تربیت شوند، برای کسب نمره، حفظ کردن مطالب و موفقیت در آزمون های استاندارد آماده می شوند این مسئله به تدریج روحیه خلاقیت، استقلال فکری و جرئت پرسشگری را تضعیف کرده و یادگیری را از فرایندی پویا و معنادار به فعالیتی مکانیکی و مبتنی بر تکرار تبدیل می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ادقی، الهام و ، مریم جهانی و ، مهرنوش مسعودی و ، نرگس غفوری،1404،بررسی فاصله عمیق میان اهداف نظری آموزش و واقعیت های عملی حاکم بر مدارس و فرایندهای یاددهی یادگیری،سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه28 مهر 1404