چکیده مقاله
مقاله حاضر مروری تاریخی بر شکل گیری و تکامل سه حوزه دانشی به هم پیوسته جامعه شناسی هوشمند، روان شناسی هوشمند و علوم شناختی ارائه می دهد با وجود ریشه های فکری متمایز، این شاخه ها در دوران معاصر، به ویژه با ظهور فناوری های دیجیتال و هوش مصنوعی، در جهت درک یکپارچه تر پدیده «هوشمندی» همگرا شده اند علوم شناختی به عنوان هسته نظری این همگرایی، با ظهور در میانه قرن بیستم، با ترکیب رویکردهای روان شناسی، عصب شناسی، زبان شناسی، فلسفه ذهن و هوش مصنوعی، به مطالعه علمی ذهن و فرآیندهای شناختی پرداخت این حوزه با عبور از الگوهای رفتارگرایی، مدل های پردازش اطلاعات را جایگزین کرد و بستری برای فهم مکانیسم های زیربنایی هوش فردی فراهم آورد در موازات، روان شناسی هوشمند و روان شناسی شناختی با تمرکز بر شناخت، حافظه، حل مسئله و تصمیم گیری، به بررسی هوش به عنوان یک ظرفیت ذهنی قابل سنجش در فرد پرداخت نظریه هایی مانند هوش چندگانه گاردنر و سلسله مراتب شناختی بلوم، درک ما را از ابعاد مختلف هوش انسانی گسترش دادند از سوی دیگر، جامعه شناسی هوشمند با تکیه بر سنت های کلاسیک جامعه شناسی که بر کنش متقابل اجتماعی، نهادها و فرهنگ تاکید داشتند، مفهوم هوش را از سطح فرد فراتر برده و آن را به عنوان یک پدیده جمعی، توزیع شده و متاثر از بافت اجتماعی فناورانه تحلیل می کند این حوزه به بررسی پدیده هایی مانند هوش جمعی، خرد crowdsourcing، شبکه های اجتماعی و تاثیر فناوری های هوشمند بر ساختارهای جامعه می پردازد نتیجه گیری مقاله بر این امر تاکید دارد که همگرایی این سه حوزه، چارچوبی جامع و بین رشته ای برای مواجهه با مسائل پیچیده عصر حاضر، از طراحی سیستم های انسان ماشین کارآمد تا درک تحولات اجتماعی در عصر دیجیتال، ایجاد کرده است آینده این عرصه ها در گرو تلفیق عمیق تر یافته های علوم اعصاب شناختی، نظریه های اجتماعی و فناوری های پیشرفته هوش مصنوعی خواهد بود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�اکری رستمی، حسن و ربیعی، رضا و تات شه دوست، فرزاد،1404،مروری بر تاریخچه جامعه شناسی و روانشناسی هوشمند و علوم شناختی،سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه28 مهر 1404