چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش بدسرپرستی خانوادگی در ترک تحصیل دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شده است این مطالعه با رویکرد توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از روش های کتابخانه ای، اسنادی و تحلیل تجارب میدانی در مدارس عشایری تدوین گردیده است یافته های پژوهش نشان می دهد که بدسرپرستی در خانواده، به عنوان یکی از مهم ترین عوامل بیرونی موثر بر ترک تحصیل دانش آموزان ابتدایی، از طرق مختلفی فرآیند یادگیری را مختل می کند این عوامل عبارتند از: غفلت عاطفی و عدم حمایت روانی از کودک، عدم تامین نیازهای اولیه خوراک، پوشاک، بهداشت ، فشار برای کار کودک و مشارکت در تامین معاش خانواده، بی سوادی یا سواد کم والدین و ناتوانی در همراهی با فرآیند آموزش، طلاق و فروپاشی خانواده، اعتیاد و آسیب های اجتماعی والدین، و کوچ های مکرر در جوامع عشایری در جوامع عشایری، بدسرپرستی ابعاد ویژه ای دارد که شامل کوچ های بی برنامه، عدم دسترسی به مدارس در مسیر کوچ، کمبود امکانات رفاهی و بهداشتی، و باورهای سنتی درباره آموزش دختران و پسران است نتایج پژوهش نشان می دهد که دختران، به ویژه در مناطق عشایری و کم برخوردار، بیش از پسران در معرض ترک تحصیل ناشی از بدسرپرستی قرار دارند همچنین، بدسرپرستی مالی فقر شدید و فرهنگی بی سوادی والدین بیشترین نقش را در ترک تحصیل دانش آموزان دارند در پایان، مقاله با تاکید بر لزوم همکاری میان مدرسه، خانواده و نهادهای حمایتی، پیشنهادهایی را برای کاهش تاثیر بدسرپرستی بر ترک تحصیل دانش آموزان ابتدایی ارائه می دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مارزی، ندا،1405،نقش بدسرپرستی در ترک تحصیل دانش آموزان ابتدایی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر