چکیده مقاله
اعتمادبه نفس، به عنوان یکی از ارکان اصلی شخصیت و سلامت روان، ریشه در تجربیات اولیه کودکی و نوع تعامل او با والدین دارد خانواده اولین و مهم ترین کانونی است که کودک در آن تصویر از خود و توانایی هایش را می سازد سبک های فرزندپروری و میزان حمایت والدین، نقشی تعیین کننده در اینکه آیا کودک به عنوان فردی توانمند و دوست داشتنی خود را بپذیرد یا دچار احساس حقارت و ناامنی شود، ایفا می کنند پژوهش ها نشان می دهد که سبک فرزندپروری مقتدرانه دموکراتیک که با ترکیبی از محبت بالا، نظارت معقول و احترام به استقلال کودک همراه است، بیشترین تاثیر مثبت را بر پرورش عزت نفس دارد در این سبک، والدین با ارائه بازخوردهای واقعی و تشویق تلاش های کودک، به او کمک می کنند تا مهارت های جدید را بیاموزد و با مواجهه با شکست ها، ناتوانی را تجربه نکند، بلکه آن را بخشی از فرآیند یادگیری بداند حمایت عاطفی و عملی والدین، به ویژه در شرایط سخت، به عنوان یک عامل محافظتی عمل می کند وقتی والدین شنونده احساسات کودک هستند و با همدلی به مشکلات او پاسخ می دهند، کودک احساس امنیت و ارزشمندی می کند این امنیت پایه ای برای جسارت کردن، ریسک پذیری سالم و کشف استعدادهاست در نتیجه، والدین با پذیرش unconditional بدون قید و شرط کودک، تعیین مرزهای شفاف و دادن استقلال متناسب با سن، می توانند نسلانی با اعتمادبه نفس سالم، مستقل و مسئولیت پذیر تربیت کنند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�یگی، فریبا و میرعثمان، عابد و بهرامی، عبدالسلام و ریگی، هما و ریگی، فرحناز،1404،تاثیر سبک فرزندپروری و حمایت والدین بر شکل گیری اعتمادبه نفس در کودکان،سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه28 مهر 1404