چکیده مقاله
استقلال فکری و قوه تفکر انتقادی، از ارکان اساسی تربیت انسان های خلاق، مبتکر و مسئولیت پذیر در هر جامعه ای است در فرآیند رشد و تکامل کودک و نوجوان، نقش خانواده و مدرسه به عنوان دو نهاد اصلی تربیتی غیرقابل انکار است پژوهش های متعدد در حوزه روانشناسی رشد نشان داده اند که سبک های تعامل والدین و معلمان با فرزندان و دانش آموزان، تاثیر مستقیمی بر شکل گیری یا تضعیف استقلال فکری آنان دارد در میان این سبک ها، سبک های «مقتدرانه» که در متون فارسی گاهی با سبک مستبدانه هم پوشانی دارد و بر کنترل شدید و اطاعت محض تاکید دارد و «کنترل گر»، به دلیل محدود کردن آزادی عمل و سرکوب پرسش گری، می توانند مانع بزرگی در مسیر رشد خودگردانی ذهنی باشند این مقاله به بررسی پیامدهای منفی سبک های فرزندپروری و آموزشی مقتدرانه و کنترل گر بر کاهش استقلال فکری می پردازد در این رویکردها، اولویت اصلی حفظ نظم و اجرای دستورات بزرگترها است و نیازهای کودک برای کاوشگری، آزمون و خطا و بیان نظرات مخالف، نادیده گرفته یا سرکوب می شود کودکانی که در چنین محیطی بزرگ می شوند، اغلب دچار وابستگی شناختی شده، برای تصمیم گیری های ساده نیازمند تایید دیگران هستند و اعتمادبه نفس لازم برای ابراز وجود پیدا نمی کنند این پدیده با اهداف تربیتی اسلام که بر «تفکر»، «تدبر» و «پرسشگری» تاکید دارد، در تضاد است در نهایت، مقاله پیشنهاد می کند که جایگزینی این سبک ها با رویکردهای مبتنی بر «مشارکت»، «گفتگو» و «هدایت به جای اجبار»، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تربیت نسل مستقل و اندیشمند است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�اجی پور، سوسن و فیضی برناجی، فریده و مهدیپور، حمیده و ساعیان خوش، آفتاب،1404،تاثیر سبک های فرزندپروری و آموزشی مقتدرانه و کنترل گر بر کاهش استقلال فکری،سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی فناوری های هوشمند در عرصه علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره ، فلسفه28 مهر 1404