چکیده مقاله
در ساحت تعلیم و تربیت، «آموزش» نه کنشی مکانیکی برای انتقال صرف دانش، که سمفونی تعاملاتی است پویا میان سه رکن بنیادین: آموزگار، آموزنده و خانواده این مثلث مقدس که بر پایه ی همدلی، درک متقابل و تعاطی اندیشه بنا شده، اکنون در آستانه ی گذار به عصری نوین قرار دارد با طلوع هوش مصنوعی، سازوکارهای ارتباطی در این بستر آموزشی دستخوش دگردیسی بنیادین گشته و پرسشی سترگ پیش روی متولیان امر نهاده است: آیا این فناوری نوظهور، پلی است برای نزدیکی بیشتر و فهم عمیق تر، یا حجابی است که میان جان های تشنه و آموزگاران آگاه فاصله می افکند؟ پژوهش پیش رو، با نگاهی تحلیلی و تبارشناسانه، می کوشد تاثیر کاربست هوش مصنوعی را بر بافت ارتباطی و کیفیت این تعاملات سه گانه به ترازوی نقد بکشد این جستار، با واکاوی فرصت ها و آسیب ها، در پی ترسیم مرزهای باریک میان «تسهیل گری تکنولوژیک» و «گسست عاطفی» است یافته های این تحقیق نشان می دهد که هوش مصنوعی، علی رغم توانمندی های شگرف در شخصی سازی آموزش و شفاف سازی مسیر یادگیری، تنها زمانی می تواند به کاتالیزوری برای تعالی تعاملات بدل شود که از چنبره ی سلطه ی مطلق الگوریتم ها رهایی یابد حاصل این واکاوی، استلزامی است برای بازتعریف نقش ها: هوش مصنوعی باید نه به مثابه ی جایگزینی برای حضور جان بخش انسان، بلکه همچون خادمی در خدمت شکوفایی استعدادها و استحکام بنیان های تربیتی به کار گرفته شود این مقاله با ارائه الگویی اخلاق مدار و آینده نگر، بر این باور است که کیفیت تعامل در آموزش نوین، در گرو پیوند متوازن میان «دقت ماشین» و «حکمت انسان» است تا فناوری، به جای به حاشیه راندن پیوندهای انسانی، ابزاری برای عمق بخشی به آنان در مسیر تعالی تربیت باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
محمدی اقدم، زهرا و بادسار، کتانه و شابوئی دودکانلو، رعنا،1405،تحلیل تاثیر کاربست هوش مصنوعی بر کیفیت تعاملات میان معلم، دانشآموز و خانواده در بستر آموزش نوین،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر