چکیده مقاله
فلسفه منطق به عنوان یکی از شاخه های بنیادین فلسفه تحلیلی، به بررسی ماهیت، قلمرو و مسائل بنیادین منطق می پردازد این حوزه که در قرن بیستم با ظهور منطق ریاضی و آثار پیشگامانی چون فرگه، راسل و ویتگنشتاین شکل گرفت، پرسش هایی بنیادین را درباره چیستی اعتبار استدلال، ماهیت صدق، ارجاع، محمول سازی، کمیت گذاری، وجود، ضرورت و امکان، و نیز حدود و ثغور خود منطق مطرح می سازد فلسفه منطق از یک سو با منطق فلسفی که به کاربست روش های منطقی برای حل مسائل فلسفی می پردازد و از سوی دیگر با منطق ریاضی که به صورت بندی نظام های استدلالی می پردازد تمایز دارد، اما مرزهای آن همواره محل مناقشه بوده است این مقاله با رویکردی تحلیلی‑توصیفی، ابتدا به تبیین ماهیت و قلمرو فلسفه منطق پرداخته، سپس مهم ترین مسائل بنیادین آن را در چهار حوزه اصلی صوری سازی استدلال، معناشناسی منطقی، هستی شناسی منطقی و معرفت شناسی منطقی دسته بندی و بررسی می کند در ادامه، نسبت فلسفه منطق با سایر شاخه های فلسفه به ویژه فلسفه زبان، معرفت شناسی و متافیزیک و نیز چالش های معاصر آن، از جمله مسئله هنجارمندی منطق، کثرت گرایی منطقی و پارادوکس های خودارجاع، مورد کاوش قرار می گیرد یافته های پژوهش نشان می دهد که فلسفه منطق نه تنها به عنوان تاملی درجه دوم بر منطق، بلکه به مثابه حوزه ای بنیادین برای تمامی شاخه های فلسفه تحلیلی، نقشی محوری در روشن سازی مفاهیم اساسی تفکر و استدلال ایفا می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کلانتری، عفت،1405،فلسفه منطق: بررسی ماهیت، قلمرو و مسائل بنیادین،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر