چکیده مقاله
در این پژوهش به بررسی جامع نقش یادگیری پیوسته در بازطراحی فرآیندهای یاددهی–یادگیری در نظام آموزش و پرورش پرداخته شده است یادگیری پیوسته به عنوان یک الگوی نوین آموزشی، تلاش می کند تا میان علایق شخصی فراگیران، حمایت های همسالان و فرصت های آموزشی و شغلی پیوندی ارگانیک برقرار نماید در نظام های آموزشی سنتی، یادگیری اغلب به صورت پراکنده و گسسته از دنیای واقعی صورت می گیرد، اما رویکرد یادگیری پیوسته با بهره گیری از قدرت فناوری های دیجیتال و شبکه های اجتماعی، بستری را فراهم می سازد که در آن یادگیری به تجربه ای معنادار و هدفمند تبدیل شود بازطراحی فرآیندهای یاددهی–یادگیری بر اساس این الگو مستلزم تغییر در نقش معلمان از انتقال دهندگان دانش به تسهیل گران و مربیان یادگیری است یافته های این مطالعه مروری نشان می دهد که اجرای موفق این الگو نیازمند توسعه حرفه ای معلمان، تغییر در ساختارهای فیزیکی و مجازی مدارس و همچنین بازنگری در شیوه های ارزشیابی است علاوه بر این، یادگیری پیوسته می تواند با ایجاد عدالت آموزشی، فرصت های برابری را برای دانش آموزان با پیشینه های متنوع فراهم آورد تا استعدادهای خود را در مسیرهای تخصصی شکوفا نمایند چالش هایی نظیر شکاف دیجیتال و مقاومت در برابر تغییرات ساختاری همچنان به عنوان موانع اصلی در این مسیر شناخته می شوند در نهایت، این مقاله بر ضرورت حرکت به سمت مدل های آموزشی بدون مرز تاکید دارد که در آن مرزهای میان یادگیری رسمی و غیررسمی کمرنگ شده و مدرسه به عنوان بخشی از یک زیست بوم یادگیری گسترده تر عمل می کند این تحول می تواند منجر به پرورش شهروندانی ماهر، پرسشگر و خلاق در سده حاضر گردد که توانایی حل مسائل پیچیده جهانی را دارا باشند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مهاجر، توران و مهاجر، رحم بی بی،1404،نقش یادگیری پیوسته در بازطراحی فرآیندهای یاددهی–یادگیری در نظام آموزش و پرورش،اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم12 آذر 1404 · بوشهر