چکیده مقاله
ناصرخسرو قبادیانی، شاعر بزرگ قرن پنجم هجری، چهره ای منحصر به فرد در تاریخ ادبیات و فلسفه ایران است که شعر خود را نه صرفا برای تفریح یا مدح، بلکه به مثابه «شمع راه دانایی» و ابزار اصلاح نفس تعریف کرده است این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر متون اصلی شامل «دیوان اشعار»، «سفرنامه» و «جامع الحکمتین»، به بررسی مفهوم آموزش و تعلیم در منظومه فکری ناصرخسرو می پردازد سوال اصلی این است که ناصرخسرو چگونه مفاهیم انتزاعی فلسفی مانند عقل، جهل، علم و عمل را در قالب شعر ساده و گویا بیان می کند تا برای عموم مردم قابل فهم شود؟ یافته های این مطالعه نشان می دهد که بنیان تعلیم در اندیشه ناصرخسرو بر سه محور استوار است: اولویت دادن به «عقل» به عنوان تنها معیار سنجش حقیقت، تاکید بر «عمل صالح» به عنوان لازمه علم، و لزوم «پرسشگری و شک ورزی» به عنوان موتور محرک یادگیری ناصرخسرو با نقد جاهلیت مدرن تعلیم ناپذیری ، دانش را نه انباشتی از اطلاعات، بلکه فرآیندی پویا برای رهایی از بندگی هوای نفس می داند نتیجه گیری این پژوهش آن است که رویکرد تعلیمی ناصرخسرو، ترکیبی هوشمندانه از حکمت نظری و حکمت عملی است که در آن، هدف نهایی آموزش، رسیدن به کمال انسانی و قرب الهی از طریق بیداری عقلانی است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�دفاضلی، عبدالا و شهنوازی، بهناز،1405،تحلیل مفاهیم تعلیمی در اشعار ناصرخسرو،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر