چکیده مقاله
مقدمه و بیان مسئله: در عصر اشباع شده از فناوری های مولد دیجیتال، کودکان بیش از هر زمان دیگری در معرض تعامل با هوش مصنوعی قرار دارند این مواجهه زودهنگام، پرسش های بنیادینی را درباره نقش نهاد خانواده به عنوان نخستین و تاثیرگذارترین محیط تربیتی برانگیخته است مسئله اصلی آن است که خانواده ها، اغلب فاقد چارچوب نظری و راهنمای عملی برای هدایت این تعامل هستند و در مواجهه با هوش مصنوعی، یا به طرد کامل آن روی می آورند یا آن را بدون نظارت معنادار در اختیار کودک قرار می دهند این پژوهش با هدف رفع این شکاف، به تبیین نقش میانجیگرانه و فعال خانواده در بازتعریف خلاقیت در عصر هوش مصنوعی پرداخته است روش شناسی: این مقاله با رویکردی کیفی و با استفاده از روش «مرور نظام مند» و «تحلیل مفهومی» انجام شده است داده ها از طریق جستجوی هدفمند در پایگاه های علمی معتبر داخلی Magiran، Noormags و بین المللی Scopus، Web of Science، Google Scholar با کلیدواژه های تخصصی گردآوری شده است از میان ۴۷ منبع اولیه، ۱۰ پژوهش کلیدی در بازه زمانی ۲۰۲۰ ۲۰۲۶ که دارای معیارهای ورود ارتباط مستقیم با تعامل کودک خانواده هوش مصنوعی، داده های تجربی یا تحلیل نظری غنی بودند، برای تحلیل عمیق انتخاب شدند تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل تماتیک در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفته است یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که کارکرد اصلی خانواده در مواجهه با هوش مصنوعی، نه تسهیل دسترسی فنی، بلکه «میانجیگری معناساز و اخلاقی» در سه سطح است: ۱ میانجیگری فنی فراهم سازی دسترسی امن و متناسب با سن ، ۲ میانجیگری شناختی هدایت فرایند خلق مشترک و نگهداشت عاملیت کودک ، و ۳ میانجیگری اخلاقی هویتی تربیت کودک برای نگاه نقادانه به فناوری و بازشناسی سوگیری های الگوریتمی هوش مصنوعی در صورتی به ابزاری برای پرورش خلاقیت تبدیل می شود که در بستری از گفت وگو، بازی و بازاندیشی جمعی به کار گرفته شود شواهد نشان می دهد که استفاده از هوش مصنوعی به عنوان «هم نویسنده» co author در خانواده، نه تنها خلاقیت کودک را تضعیف نمی کند، بلکه با ایجاد موقعیت های مسئله محور مانند تشخیص خطاهای هوش مصنوعی و اصلاح سوگیری ها ، به تقویت تفکر انتقادی و استقلال فکری نیز می انجامد نتیجه گیری: پژوهش حاضر به این نتیجه می رسد که خانواده به مثابه «نخستین معلم هوش مصنوعی»، می تواند با اتخاذ رویکردی فعال و هم افزا، از این فناوری نه به عنوان جایگزین تعاملات انسانی، بلکه به عنوان «سکوی پرشی» برای تخیل، پرسش گری و خودشکوفایی کودک استفاده کند این رویکرد، مستلزم ارتقای سواد دیجیتال والدین، آموزش مهارت های پرامپت نویسی و بازنگری نقادانه، و ایجاد فضاهای امن برای خطا کردن و یادگیری از اشتباهات فناوری است مقاله در پایان، با ارائه چارچوبی عملی برای خانواده ها، پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی و سیاست گذاری آموزشی ارائه می دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�رفره، شیرین،1405،خانواده، نخستین معلم هوش مصنوعی: بازتعریف خلاقیت در عصر دیجیتال،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر