چکیده مقاله
سیاست های جمعیتی تشویق فرزندآوری در ایران و بسیاری از کشورهای جهان با هدف مقابله با کاهش نرخ باروری و پیری جمعیت در دهه های اخیر اتخاذ شده اند با این حال، شواهد حاکی از اثربخشی محدود و حتی شکست این سیاست ها در دستیابی به اهداف مطلوب است این مقاله با رویکرد مروری کتابخانه ای و تحلیلی، به بررسی شکاف عمیق میان رویکردهای سیاست گذاران و تجربه زیسته واقعی خانواده ها می پردازد که عامل اصلی ناکارآمدی این سیاست ها تلقی می شود ما استدلال می کنیم که سیاست گذاری های عمدتا دستوری و مبتنی بر مشوق های اقتصادی کوتاه مدت، از درک پیچیدگی های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و روانشناختی موثر بر تصمیمات فرزندآوری غافل مانده اند یافته ها نشان می دهند که عواملی چون افزایش هزینه های زندگی و فرزندپروری، تغییر نقش های جنسیتی و انتظارات زنان، اهمیت تحصیلات و اشتغال، آرمان های فردی گرایانه، و نبود زیرساخت های حمایتی جامع مانند مهدکودک های باکیفیت و ارزان، مرخصی های با حقوق پدر و مادر و نظام حمایتی اجتماعی پایدار بیش از مشوق های سطحی، بر تصمیم خانواده ها برای تعداد فرزندان تاثیرگذارند در نهایت، مقاله به این نتیجه می رسد که برای موفقیت سیاست های جمعیتی، رویکردی جامع، پایدار، خانواده محور، و مبتنی بر درک عمیق از نیازها و چالش های واقعی زندگی خانواده ها ضروری است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هرامی سامانی، لیلا،1405،شکاف سیاست گذاری جمعیتی و تجربه زیسته خانواده ها: چرا سیاست های تشویق فرزندآوری شکست می خورند؟،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر